
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
18نه آنچنان باید باشی كه اگر دستور آمد جانت را در راه خدا انفاق كنی، تكاهل كنی و زندگی دنیا را بر سعادت آخرتت ترجیح بدهی. خب در زمان پیغمبر هم بودند وقتی كه آیه جهاد میآمد آن منافقین، آنهایی كه زندگی دنیا را بر سعادت ابدی میخواستند ترجیح بدهند و به عبارت دیگر عوارض را بر آن حقیقت و ذات می خواستند ترجیح بدهند. آنها می آمدند پیش پیغمبر بهانه می آوردند. آقا زنمان مریض است؟ آقا خودمان چلاغیم؟ آقا سرمان درد می كند. آقا گرفتاری فلان داریم، آقا طلبكارها آمدند.
خب رسول خدا هم چه می گفتند؟ خودتان می دانید، حكم شرعی این است خودتان می دانید وهمینطوراین مصیبت را امیرالمومنین هم داشتند. بعد از مسئله خلافت چند نفر آمدند پیش امیرالمؤمنین كه از زمرهی آنها همین عباس عموی پیغمبر بود و ابن عباس و ابوسفیان و عده دیگر كه چرا برعلیه اینها شما قیام نمی كنید؟ و چه بوده وچه بود ...!
همان موقع امیرالمومنین علیه السّلام به افرادی كه آنجا بودند فرمودند: بسیار خب، من فردا قیام می كنم، همه امشب سرهایتان را بتراشید فردا با سرتراشیده دراینجا حاضر باشید. فردا چهار پنج نفر بیشتر نیامدند.
پنج نفر بیشتر در روایات ذكر نشده كه آمدند. ببینید حرف، تمامش حرف است، وقتی كه می بیند قضیه جدی است نه.
و انسان می تواند خودش را امتحان كند و خودش را بیازماید كه تا چه مقدار می تواند نسبت به این مسئله جلو باشد؟ این یك مقدار قضیه است اما طرف دیگر قضیه كه مسئله بسیار مهمی است این است كه انسان از آن طرف نیفتد.
یعنی وقتی كه آمادگی برای ایثار و انفاق دارد این آمادگی انفاق و ایثار موجب نشود كه از تكالیف خارج بشود و در غیر از آن موقعیتی كه خدا و رسول و ولی او دستورداده اند بیاید این ایثار و انفاق را در آنجا انجام بدهد.
