
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۱)
14همین چندی پیش كه توفیق تشرف پیدا كرده بودم شبها كه در مسجدالنبی بودم ساعتها می نشستم وبه این قضیه فكر می كردمكه آخر چطور می شود انسان در یك موقعیتی فكر كند؟ همین جا، همین جا، این ده متری ما، در كنار همین ستون، همین ستون حنانه، همین ستون توبه، در همین ستون، ١٤٠٠ سا ل پیش، برگشتیم به عقب مثل همین امشب توهمین ستون ... امیر المومنین را می آورند. می گویند: باید با این بیعت كنی. قضایا همهتكرار؟ آنجا تازه به خودم آمدم عجب! چه مسائلی بوده! چطور میشود؟ اصلًا چطور میشود برای انسان ... امیرالمومنین میگوید: آخر به چه حسابی من باید با این بیعت كنم؟
آخرروی چه حسابی؟ این مرجع تقلید من است؟ كه این پدر من است؟ حالا به حساب پدریت و اخوت ازاو تقلید كنم؟ مسئله كه اصلًاتقلید نبوده.
آیا این پیغمبر است؟ این از پیغمبر دست خط دارد؟ یهودی آمده میگوید خدا كجاست؟ می گوید خدا علی العرش است میگوید: پس پایین خدا ندارد.
می گوید: بزنید بیرونش كنید. بیا این هم سوادش! حالا می گویند: باید بیایی بااین بیعت كنی! نه ما هیچ چیز سرمان نمی شود باید بیعت كنی.
التفات كردید؟ ما این مسائل را داشتیم ها یعنی: اسلام اندوختهای است از این جریانات، این جریان برای امروز من وشماست، امروزدیگر ما یونجه نخوریم، امروز به جای غذا كاه نخوریم، این برای امروز ما است.
این برای امروز ماست كه دست در دست هر كسی ندهیم و زمام امور دنیا و آخرت را به عهده هر نالایقی نسپاریم. معنایش این است. این جریان برای امروز ماست.
امام سجاد را آوردند توی همین مسجد، امام سجاد را آوردند نشاندند. یا با یزید بیعت كن یا گردنت را می زنیم!
مسلم بن عقبه آمد این كاررا انجام داد! ویكی از مسائلی را كه بعضی ها اصلا انكار كردند مثل آقا شیخ عباس قمی! انكار كرده گفته: اصلا یك همچنین مسئله ای اتفاق نیفتاده! نه آقا، اتفاق افتاده، گفته كی امام سجاد بایزید بیعت میكند؟ نه آقا، اتفاق افتاده! بیعت كرد! گفت بیعت نكنی گردنت رامی زنیم! می زند دیگر، هیچ طوری هم نمی شود! هیچ طوری هم نمی شود!
