
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
23نمیتواند از پیش خودش كم و زیاد كند راجع به یك مسئلهای مدتها بود كه من با مرحوم آقا صحبت میكردم و مطلب برای من آنطور كه باید و شاید روشن نمیشد از این قضیه مدتّها گذشته بود یك روز به اتفاق در یك سفری كه مرحوم آقا به قم مشرّف شده بودند راجع به یك قضیهای ما هم پس از ایشان آمدیم در اینجا و یك چند روزی با ایشان در همین قم بودیم در آن ایامی بود كه ما در مشهد سكونت داشتیم یك روز صبح مرحوم آقا فرمودند: فلانی من دیشب یك خوابی دیدم اشاره به آن مطالبی كه قبلًا بین ما ردّ و بدل شده بود اشاره به آنها نكردند فقط همین مرتجلًا یعنی بدون مقدمه فرمودند: من فلانی یك خوابی دیدم مفهومش را برای ما تعیین كردند شاید اصلًا خود خواب هم جنبه مفهومی و عقلانی داشته نه جنبه صوری و تصویری اینطور برای من نشان داده شد كه اگر از آن خط مشیی كه برای من ترسیم شده و از آن نحوه تكلیفی كه برای من در ارتباط با افراد بیان شده سر سوزنی بخواهم از خود كم یا زیاد كنم مصداق همان آیاتی خواهم شد كه خدای متعال در قرآن كریم برای رسول خدا آن آیات را فرستاده وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ (سوره الحاقه آیات ٤٤ تا ٤٦) اگر بخواهد این رسول خدا از پیش خودش یك مطلبی را به ما بگوید كم كند یا زیاد كند ما با دست قدرت و قهاریت خود چنان او را میگیریم كه هیچگونه راه فراری برای او وجود نداشته باشد كدام رسول خدا؟ همان رسول خدائی كه شقالقمر میكند همان رسول خدائی كه به یك ارادهاش تمام عالم وجود را كنفیكون میكند امّا اینها هیچكدام در قبال مقام غیرت و مقام قهاریت و كبریایت پروردگار حساب نمیآید به اندازه بال پشهای تمام اینها به حساب نمیآید شقالقمر میكنی به جای خود خورشید را بر میگردانی به جای خود عالم را زیر و رو میكنی به جای خود سنگریزه را به شهادت در میآوری به جای خود حیوان و حیه و مار را به شهادت در میآوری مگر این كارها را پیغمبر نمیكرد به جای خود هر كاری را كه بخواهی انجام بدهی به جای خود امّا اگر بخواهی یك كلمه زیاد كنی چنان میگیریم تو را در دست قدرت كه امكان هیچ نفس كشیدنی برایت نماند ثمّ بعدش چه؟ لقطعنا منه الوتین آن رگ حیاتی او را قطع میكنیم خیال كردید این مطلب به همین آسانی است پیغمبر هر كاری بخواهد بكند نه! طبق و تمام اینها حكایت از این میكند آن شقالقمر مال این نبوده آن برگرداندن شمس مال این نبوده آن تصرفاتی كه دارد میكند هیچكدام مال پیغمبر نبوده توّجه كنید مال كی بوده؟ مال پروردگار بوده این میشود مقام توحید در مسئله توحید یك مؤثر بیشتر وجود ندارد و یك سبب بیشتر وجود ندارد اینها همه مال ما است كه ما وضعیت خودمان را بفهمیم هیچی وجود هر كاری ما در این دنیا بكنیم به كاری كه پیغمبر كرد
