
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
19به واسطه محبت و بعضی از افعال به واسطه عداوت و به واسطه ارتباطات نامناسب نفسی در خارج تحقق پیدا میكند اینطور نیست زیرا خدای متعال نفس ندارد پس بنابراین افعال پروردگار از محدوده نفس فراتر است همینطور افعال پروردگار دل بخواهی نیست ما در افعال خودمان و در كردار خودمان یك عملی را میتوانیم به این نحو انجام بدهیم و هم میتوانیم به یك نحو دیگری انجام بدهیم این را میگویند دل بخواهی و هیچ مزیتّی برای این نیست من الان این لیوان را میتوانم را در این جا قرار بدهم میتوانم در جای دیگر قرار بدهم بدون هیچگونه مزیتی تصّور این متكلّمین و اینگونه از افراد بر این است كه خدای متعال تشریعی را كه كرده است و دینی را كه آورده است دین دلبخواهی است دلش خواسته میتوانسته غیر از این انجام ندهد میتوانسته نحوه دیگری انجام بدهد دلش خواسته كه نماز مغرب را سه تا كند میتوانسته چهار تا كند به جا جای نماز مغرب و عشا را عوض كند نماز عشا را سه ركعت و نماز مغرب را چهار تا كند میتوانسته جای نماز صبح را با نماز ظهر عوض كند و نكرده دل بخواهی است و میگوید باید این را انجام بدهی و چون من اعلا هستم و چون من قهار هستم و چون من قادر هستم اگر انجام ندهید پدرتان را هم در میآورم تفكر این افراد از دین و از شرع این است كه یك سلسله احكامی را كه رئیس یك اداره برای كاركنان آن اداره وضع میكند خدای متعال هم مانند همین كیفیت برای افراد وضع كرده و بر اتیان اینها ثواب مقرر كرده است و بر عدم اتیان اینها عقاب مقرر كرده است و كسی هم جرأت تخلف ندارد این تصوّر، این تصوّر صددرصد اشتباه است زیرا خدای متعال تشریعی را كه میكند بر اساس تكوین است فِطرَتَ الل هِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبْدیلَ لِخَلْق الل ه بعد میفرماید: ذلِكَ الدّینُ الْقیم (سوره الرّوم آیه ٣٠) ما دین را بر اساس آن فطرت و آن شاكله وجودی قرار دادیم كه در عالم تكوین افراد را از آنها متكوّن كردیم یعنی همانطوری كه فطرت و شاكله وجودی انسان به همین كیفیت است آن دین طبعاً با این باید بخواند هماهنگی باید داشته باشد و اینكه در بعضی از احكام ما میبینیم نسخ واقع شده فرض كنید در مسئله قبله كه خوب مردم اوّل و رسول خدا به اتفاق مسلمین اول به سمت بیتالمقدس نماز میخواندند بعد قبله برگشت به سمت كعبه یا فرض كنید در بعضی از احكام در زمان صدر اسلام واجب بوده و بعد تغییر پیدا كرده یا اینكه در بعضی از آنها داریم در زمان ظهور حضرت بقیةالل ه ارواحنا لهالفداء دوباره بر میگردد تمام اینها و همینطور كیفیت شرایع و ادیان در امم گذشته بر اساس نحوه وجودی خود آنها انجام گرفته و آن در زمان ادیان گذشته بودیم ما با این كیفیت و با این نحوه از وجودی حكم آنها را نداشتیم توّجه كنید این مسئله خیلی مسئله دقیق
