
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
27بخاطر محبوب انجام میدهد و بس. مقام انتصال را فقط چون اوگفته است انجام میدهد و بس. اینكه این عمل را انجام بدهد چون او خواسته و خود ما هم مگر نمیبینیم این مطلب را وقتی كه بین دو نفر محبت قوی بشود و شدّت پیدا بكند آن چه كه در ذهن محّب نسبت بر محبوب میگذرد چیست؟ چه چیزی میگذرد عملی را انجام بدهد كه او خوشش بیاید همین دیگر غیر ازاین چیزی نمیخواهد همین كه او خوشش میآید برای او مطلب تمام است همینكه این عمل مورد رضای اوست دیگر مطلب برای او تمام است دیگر چیز دیگری نمیخواهد. دیگر چیزی دیگر غیر از این نمیخواهد همینكه او را میخواهد مطلب برای او تمام است مسئله دیگری را در اینجا مطرح نمیكند سالك در مقام عمل به مرتبه باید برسد كه بر خود آن عمل دیگر حسابی باز نكند. من این عمل را به این نحو صحیح انجام میدهم تا اینكه به این نكته برسم این حساب باز كردن روی عمل است روی كار است باید عملش را درست انجام بدهد امّا نه اینكه حساب باز كند باید عملش را درست انجام بدهد امّا نه اینكه برای این یك توقعی را در نظر داشته باشد به قول خواجه میفرماید:
مباش بی میو مطرب كه زیر طاق سپهر *** بدین ترانه غم از دل توانی كرد می و مطرب منظور پرداختن به اوراد و به اذكار و انجام دادن اموری است كه موجب جذب جلوات الهی است كه انسان به واسطه این جلوات و جذبات الهی آنچه را كه در این دنیا بر او میگذرد راحت و آسان طی میكند و كسی كه به این مسائل نپردازد دنیا بر او سخت میشود، دنیا بر او تنگ میشود مصائب و ناگواریهای دنیا او را در بر میگیرد و او را خسته میكند و زده میكند و دل سرد میكند و دل شكسته میكند و در آن گرداب و غرقاب این حوادث او را غرق میكند خواجه میگوید: نه نمیتوانی تو این كار را انجام بدهی تو باید با این اذكار و با این توّجه و این جذبه این جلوات مطالب برای تو راحت میشود این كار را انجام دادی به نتیجه نرسید میخندد عجب این دارد میخندد این كار را انجام داد شد به نتیجه رسید خوشحال نمیشود، این كار مورد توقّع بود ولی سرانجام پیدا نكرد، نكرد كه نكرد برای هزار نفر سرانجام پیدا نمیكند ما هم میشویم هزار و یكمی جای دوری نرفته این مسئله به این نحو شد. خوب شد كه شد چرا؟ چون او به دنبال مطلب دیگری است او به دنبال هدف دیگری است او این اعمال را فقط از باب تكلیف دارد انجام میدهد خدا گفته انجام بدهیم داریم انجام میدهیم همین. آنچه كه مقصود سالك است و بالاترین مقاصد است و بالاترین اهداف است همان جنبه عبودیت اوست خدایا ما را عبد قرار بده این عبودیت هیچی دیگر از تو نمیخواهیم البتّه این مسئله یك وقتی كه موجب این نشود كه از سایر مسائل انسان غفلت كند
