
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
انسان بهواسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود
13وقتی كه به اینها نگاه میكند میگوید میبیند مثل سنگ میمانند میآید روایت از پیغمبر نقل میكند روایت هم زیاد بلد است نقل میكند امّا عین سنگ است آن را كه بخواهد میگوید آن را كه نخواهد نمیگوید نصفی را نقل میكند نصفی را نقل نمیكند و پناه بر خدا واقعاً پناه بر خدا. در این سفر اخیری كه خداوند توفیق به ما داد كه مشرف شدیم البته در مدینه كه من بودم این قضیه خیلی ذهن من را به خود گرفته بود كه چطور همین در همین شهر در همین مدینه همه ائمه ما در همین جا حضور داشتند جلوی چشم ما همینجا، همین جایی كه الان در اینجا نماز میخوانیم همین جایی كه در اینجا داریم قرآن میخوانیم همین جایی كه در همین جا دیگر غیر از امام زمان علیهالسّلام كه خوب در زمان طفولیتشان خوب نبودند و اینها گر چه در روایات داریم مسكن حضرت در مدینه است و حضرت تمطنشان و سكونتشان در آنجاست ولی خوب در زمان طفولیتشان در مدینه را خوب درك نكردند همه ائمه علیهم السّلام همه در مدینه بودند امام رضا فقط یك دو، سه سالی در مرو آمدند و حتی به دوسال هم كشیده نشد مسئله و تمام ایامشان در مدینه بودند موسیبن جعفر همینطور و همه ائمه اینها در مدینه بودند و همه با این جریانات بودند همه با این اوضاع بودند امیرالمؤمنین همین دیروز آوردند در همین جا برای بیعت كردن آوردن برای بیعت كردن ببینید اینها همانها هستند میگویند باید بیعت كنید امیرالمؤمنین میگوید برای چه بیعت كنیم؟ در همین ستون همین ستونی كه الان در چند متری ما قرار دارد دیگر افرادی كه رفتند به آنجا خوب این مسئله را كاملًا میتوانند درك بكنند همین ستونی كه الان در چند متری ما حضرت را در همین جا نشانده بودند و آن دوّمی هم شمشیر را گرفته بود بالای سر حضرت كه باید با این بیعت كنید آخر برای چه بیعت كنم؟ این مرجع تقلید من است رساله دارد این كه دست چپ و راست خودش هم نمیشناسد، این استاد من است، این پیغمبر است، این از پیغمبر نامه دارد، نوشته دارد كه بعد از من آخر روی چه حسابی آخر من روی چه حسابی باید با این بیعت كنم؟ میگویند ما حساب سرمان نمیشود حساب نمیفهمیم باید بیعت كنی. آنوقت امیرالمؤمنین اینجا چه به آنها بگوید یعنی از چه ابزاری استفاده كند ابزار دیگر دست ندارد وقتی كه انسان با یك شخص صحبت میكند از آن مسائل و ابزاری كه بین دو طرفین مابه الاشتراك است استفاده میكند اوّل مینشیند میگوید آقا شما چه مطلبی را قبول دارید؟ شما یك مسائلی را قبول داشته باشید كه ما قبول داشته باشیم روی آن مسائل ما با هم بحث میكنیم فرض كنید كه ما فلان كس را قبول داریم بسیار خوب ما بحث میكنیم اگر در یك مسئله ما اختلاف داشتیم به فلان كس كه مراجعه میكنیم هر چه او گفت ما میپذیریم خوب این یكی از ابزارهای مشترك ما به عرف مراجعه میكنیم ببینیم عرف فرض كنید كه در این قضیه چه میگوید وقتی كه در این قضیه پس برخورد كردیم نظر عرف را میسنجیم ما به اینها این موارد متعددی كه خوب ما به
