
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
31كتابهاست از ائمّه هست. ما كه از خودمان چیزی نیاوردیم، چیزی هم نداریم. مطالبی كه در كافیست و در كتب احادیث از امام صادق ما داریم این را میگوییم، آن وقت افتخارش را هم ما میكنیم! هنر ما این است! مطلب را از امام میگیریم فخرش برای ماست، افتخارش برای ماست! این همان حرف را میآید میزند ولی چه كار میكند؟ ولی وقتی كه حرف میزند، انسان میبیند فقط از همین مرتبه ظاهر رد نمیشود، از همین كلام عبور نمیكند، از همین فقط صحبت نمیگذرد، فقط در حال لفاظی و پرداختن به تعبیرات و زیبا سازی كلام و اینها میگذرانند امّا این میآید صحبت میكند ...
مرحوم آقا واقعاً اینطور بودند وقتی كه انسان مینشست پیششان حرفی كه میزدند انسان احساس میكرد كه این یك حال و هوای دیگری دارد، ولو یك جمله میگفتند! مرحوم علامه طباطبایی وقتی كه صحبت میكردند انسان احساس میكرد كه مطلب یك حیات و یك نشاطی در آن نهفته است، همان حرف علامه را بنده از شخص دیگری شنیدم، همان حرف را همان صحبت را، همان چیز را بمحض اینكه شنیدم گفتم این چه كسی است دارد این حرفها را میزند؟! چطور میشود این صحبتها بشود؟ صحبتهای به این خوبی پس چرا كدورت دارد میآورد؟! فقط كدورت این نیست كه انسان در بعضی از غنا و آلات موسیقی و امثال ذلك و غیره برایش پیدا بشود، نه! حرف خدا میزند ولی این خدا كدورت آور است! حرف از پیغمبر میزند، ولی كدورت آور است! حرف از معارف میزند، ولی كدورتآور است! چون این مطالب فقط در دریچه ظاهر نفس او قرار گرفته، نه در باطن در باطن رسوخ نكرده است. لذا افرادی كه اینها دارای چشم ملكوتی هستند، تاثیرات افعال را در آن تشكل صور برزخی میتوانند ببینند، میتوانند آنها هم مشاهده كنند.
یك وقت یكی از رفقا خدا رحمتش كند مرحوم آقای بیات رحمة ال له علیه، ایشان برای من نقل میكرد كه به اتّفاق مرحوم آقای انصاری ما رفتیم به منزل یكی از آقایان، شخص معروفی بود، پیرمردی بود سید معمّم، شبی بود زمستانی ما را دعوت كرده بود و زیر كرسی نشسته بودیم و ایشان از حالات خودش بیان میكرد من دیدم چقدراین چهره نورانی دارد! چقدر این ...، همین كه این خطورات در من گذشت كه این چقدر چهرهاش نورانی است، یك دفعه آقای انصاری رو كردند به من گفتند كه خیلی توجه نكن، بخاطر ترك حیوانی است كه این كرده است! البته اشكال ندارد، نه اینكه كار بدی كرده است منظورم چیز دیگری بوده است یك وقتی برای رفقا این قضیه پیدا نشود. یعنی همین ترك خوردن گوشت حیوانی این اثر را بوجود آورده كه او را از تعلق به حیوانیت یك قدری دور كرده است البته این هست نه اینكه غلط است. در بعضی از مواقع، وقتی كه استاد صلاح بداند و برای انسان جنبههای كدورت دارد غلبه میكند، او به بعضی از این مسائل در مقاطع خاص دستوراتی دارد و همانطوری كه خود مرحوم آقا هم این مطلب را نسبت به بعضیها داشتند و همین طور در دستورات عمومی، كم خوردن گوشت یكی از دستوراتی است كه باید انسان انجام بدهد اولًا خودش زیاد خوردن ضرر دارد و بعد هم طبعاً یك اثراتی را برای انسان بوجود میآورد، همانطوری كه از نظر ظاهر گوشت زیاد ممكن است آثار منفی در انسان بوجود بیاورد از نقطه نظر گوارش و امثال ذلك از نقطه نظر
