
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
19كه یبدلُ ال لهُ سیئاتهم حَسَنات. یعنی خدا میآید و آنها را از درون عوض میكند، از درون تغییر كلی برای آنها اینطور پیدا میكند.
این مسئله به چه مطلبی مربوط میشود؟ این به این قضیه مربوط میشود كه نفس انسان، ازنقطه ی نظر اعمالی كه انجام میدهد، در عالم وجود یك حسابی دارد و یك ارتباطاتی با نظام تكوین دارد. یعنی خدای متعال وقتی كه انسان را خلق كرده است یك حصه ی از وجودی در انسان قرار داده است آن حصه از وجودی كه مرتبط با نظام تكوین است اگر درست به او رسیده بشود و صحیح به او پرداخته بشود، این به آن مرتبه ی از كمالی خودش میرسد والا به آن مرتبه نمی رسد. گرچه مراتبی را طی كند و گرچه به كمال برسد، اما به كمالی رسیده است ضعیف تر و به كمالی رسیده است ناقص تر. و درمقام رجوع و در مقام بقاء و در مقام تعلقات به نفس، آن آثار تفاوت میكند و فرق میكند. این نفس از نقطه نظر وجودی، رسیدن به مرتبه كمالش متوقف است بر انجام دستوراتی مانند سایر موارد. اینجاست كه ما نظرمان به افعال به عنوان تأثیرات خود فعل است یعنی خود فعل و افعالی كه انسان انجام میدهد، افعال گتره و تعبدی نیست. افرادی است كه چه خوبش و چه بدش، این افراد، این افعال از نظر خوبی و بدی، یك اثرات مستقیمی بر نفس انسان بوجود میآورند. یعنی هم افعالی كه از نقطه نظر تشریع انسان باید به آن افراد افعال برسد و هم افعالی كه از نقطه نظر تشریع انسان باید از آن افعال دست بردارد، هر دوی اینها افعالی هستند كه در نظام تكوین خدای متعال این افعال را با این پرونده انسان قرار داده است، جدای از این پرونده قرار نداده است.
وقتی رسول خدا میفرماید كسی كه خطایی كند یك حصه ی ازوجودی اوحذف خواهد شد، شوخی نكرده است! كی انسان این را میفهمد؟ وقتی كه برایش تنبه پیدا بشود. الان درعالم غفلت میگذرانیم. اینجا رفتیم، اشكال ندارد، این مطلب را مطرح كردیم. اشكال ندارد، این ارتباط را با این بر قرار كردیم اشكال ندارد، این عمل را انجام دادیم، اشكال ندارد. این اشكال نداردها مال اینجاست، اما وقتی كه تنبه برای ما پیدا شد آن وقت متوجه میشویم كه عجب! من چه میتوانستم بشوم و نشدم! من چه میتوانستم بشوم والان ... از این به بعد راه باز است، از این به بعد اشكال ندارد ... بعضی از رفقا میآیند میگویند خوب آقا ما كه این مقدار از عمرمان را به غفلت گذراندیم، خوب پس بقیه اش ... گفتم خوب بقیه اش را هم بگذرانیم؟! این عقلائی است؟! حالا گذراندیم، گذراندیم، خوب از این به بعد چه؟ آیا از این به بعد راه بسته است؟ از این به بعد راه است، چه میدانیم؟ خدا چقدر عمرداده، چقدر بركات داده چقدر دررحمتش باز است! چرا انسان به گذشته فكر كند؟ همیشه انسان باید به آینده فكر كند، گذشته اشتباه بوده، خوب انسان دست برمی دارد توبه میكند، واقعاً بیرون میآید.
