نحوۀ ارتباط و کیفیت تأثیر نفس و عمل انسان بر یکدیگر
9اما چون نفس او و حال او در تحت تربیت استاد نبود، این مسئله تا آخر عمر همراه او بود. مطالبی كه انجام میشد همراه او بود؛ مِنجمله فرض كنید كه از كارهایی كه ایشان انجام میداد اینكه به مجلس سیدالشهدا علیهالسّلام خیلی احترام میگذاشت، این به جای خود محفوظ. وقتیكه ایشان صحبت میكرد همه را منقلب میكرد، چه میكرد. اما اگر یك قضیه غیرعادی در مجلس اتفاق افتاده بود و میخواست اتفاق بیافتد، این شخص پا فشاری میكرد و آن مسئله را میخواست افشا كند. فرض كنید كه یك شخصی یك خلافی كرده و بعد آمده در این مجلس شركت كرده، بلند داد میزد: ای كسی كه فلان خلاف را انجام دادهای از مجلس سیدالشهدا برو بیرون! حالا جمعیت، دو هزار نفر، هزار نفر نشستند، یك بیچارهای هم آمده در اینجا، حالا یك خلافی كرده، حالا كرده كه كرده! چرا آبرویش را میخواهی ببری؟! این مرام پیامبران است؟! این مرام ستارالعیوبی است؟! این مرام، مرام ائمه است؟! قضیه اینطور بوده؟ و بعد اگر شخص ترتیب اثر نمیداد، رها نمیكرد! بلند میشوی یا بگویم؟! اینقدر تكرار میكرد، تا آن شخص با حالت خجالت و شرمندگی ... و اگر نه میگفت، تویی آی آقایی كه فلانجا نشستهای! تو دیشب فلان كار را نكردی؟! دیروز نكردی؟! دروغ نگفتی؟! بلند شو بیا بیرون! مجلس ما را مكدر كردی، مجلس سیدالشهدا را مكدر كردی! باید خارج بشوی!
كدام امام حسین راضی هست تو بیایی منبرش را به این كیفیت بروی؟! كدام امام حسین راضی است كه تو بیایی آبروی یك مؤمن را ببری؟! كدام امام حسین راضی هست كه تو بیایی مجلسش را با این حرفهای دنی و غیر متعارف كه از یك انسان عادی كه با یك اخلاق متعارف در اجتماع زندگی میكند، تو بیایی اینجور بخواهی آبروی مردم را ببری؟! با این الفاظ میخواهی بگویی؟! آن امام حسین به كمرت بخورد! چه كسی گفته بیایی ... اینها برای چیست؟ برای همین نكته است. اختلاط بین مشاهدات شیطانی و مشاهدات رحمانی انسان را به اینجا میرساند كه آن معیار را از دست میدهد، آن ملاك و مایز بین حق و باطل را از دست میدهد.

