حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
12افراد دیگری بودند یك قدری از این بالاتر. ایشان را نسبت به معارف، فرد دارای تذكیهای میدانستند، دارای تهذیبی میدانستند، دارای خصوصیات اخلاقی میدانستند، ولی در همین حدّ، دیگر بیش از این نسبت به ایشان مطلب دیگری را معتقد نبودند. خب اینها احترامی میگذاشتند و بطور كلّی خب یك نوع خصوصیتی را برای ایشان در قبال سایر افرادی كه میدیدند در نظر میگرفتند.
دستهای دیگری بودند در ارتباط با ایشان اینكه میخواهم خدمتتان عرض كنم برای این جهت است كه ما وضعیت خود را در ارتباط با اوامر و نواهی الهی مشخص كنیم كه در چه مرتبهای هستیم؟ و تا كجا نسبت به مسأله پیشرفت كردیم و بدانیم موقعیت و مرتبهی خود را. این خیلی مسأله، مسألهی مهمی است. یعنی میخواهم اینطور خدمتتان بگویم كه مرحوم پدر ما بواسطهی خصوصیاتی كه داشتند ... خب مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه گرچه استاد ایشان بودند امّا فقط در قسمت عرفانی و ادراك حقائق از دریچهی عرفان و سلوك نفسانی و قلبی و سرّی با ایشان در ارتباط بودند. ایشان شخص سیاستمداری نبود ایشان شخص فقیهی نبود. ایشان شخص مفسّر و مورّخی نبود. ایشان در مسائل اجتماعی نبود شخصی بود كاسب و برای خودش كسب میكرد و بعد هم خب این مطالب برای او منكشف میشود و تبدیل به یك استاد مبرّز اخلاقی و عرفانی میشود. امّا مرحوم پدر ما در مسائل مختلف، ایشان واجد این خصوصیات و بروزات و ظهورات بودند. اولًا از نقطهی نظر فقهی به اعتقاد بنده ایشان اعلم علمای عصر خود در زمینهی فقهی بودند، در زمینهی تفسیر در مسائل تفسیری صاحب نظر بودند؛ اینكه عرض میكنم صاحب نظر، اهل فنّ میدانند كه مسائل تفسیر قرآن به این آسانی نیست كه هر كه قلم بردارد و معنایش را بنویسد! الآن بیش از دویست تفسیر قرآن از تشیع و تسنن وجود دارد یا بیش از دویست تفسیر وجود دارد وقتی كه انسان اینها را مطالعه میكند متوّجه مطالب و محتوای آنها میشود. شخصی میتواند این ادعا را بكند كه مثل علامه طباطبائی رضوان الل ه علیه باشد ایشان در مسائل تفسیر قرآن صاحب نظر بودند یعنی به محتوای آیات رسیده بودند. این مطلب است. و بنده غیر از یك یا دو نفر دیگر از مفسرّین را سراغ ندارم كه به این مسائل رسیده باشد. تمام تفاسیر، همه اینها ترجمه است، آن هم ترجمههائی كه در ذهن و در فكر و ... شخص بر اثر انتخاب و اختیارِ سلیقه، این مسائل قرار دارد. صاحب نظر بودن یعنی صاحب رأی بودن؛ وارد شدن به مطلب. این، این مسأله است. در مسائل اصولی ایشان صاحب نظر بودند. در مسائل فلسفی خب مطالبی كه ایشان مطرح میكردند از نقطهی نظر ادلّه و براهین فلسفی مسائلی بود كه جای دقّت داشت یعنی صرفاً یك مدرّس نبودند، مدرّس زیاد است.

