حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
11در آیه بعد میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ یونس، ٩ آن كسانی كه ایمان بیاورند و عمل صالح هم انجام بدهند.
صرف ایمان كافی نیست. همین قدر اعتقاد داشتن فایده ندارد، انسان اعتقاد داشته باشد و عمل نكند در واقع اعتقاد ندارد خودش را گول زده. خدای متعال هدایتی كه اینها را میكند بواسطهی ایمان آنهاست یعنی به هر مقدار كه ایمان در دل آنها رسوخ كرده باشد به همان اندازه اینها رشد دارند. برویم ایمان خودمان را درست كنیم، برویم ایمان خود را تصحیح كنیم. برویم ایمان خود را آنطوری كه فرمودهاند قرار بدهیم. این مسأله مسألهی مهم است. هدایت بواسطهی ایمان اینهاست به همان مقدار كه نور ایمان در دل روشن شده است به همان مقدار هدایت وجود دارد. و هر چه كمتر باشد به همان مقدار نصیب كمتر خواهد شد.
افرادی كه در ارتباط با مرحوم پدر ما رضوان الل ه علیه بودند میزان ایمان آنها و تفكر آنها به ایشان دارای مراتب مختلفی بود. یك كسی ایشان را فقط به عنوان یك عالم قبول داشت؛ عالمی كه ممكن است اشتباه كند در فتاوای خودش، در مسائل خودش، در اظهارنظرهای خودش ممكن هم هست مطلب او صحیح باشد، تفاوتی از نقطهی نظر تفكرات و از نقطهی نظر اعتقادات و مبانی با سایر افراد برای او وجود ندارد. خب طبعاً این شخص از نقطهی نظر ارتباطات محدودهی ارتباطات خود را بر همین سطح و بر همین مرتبه قرار میداد. خب دیگر اینجا جای حرف شنوی و اطاعت و اینها معنا ندارد. خب شخصی است مانند دیگران، درس خوانده، فاضل است، عالم است، مجتهد است، همچون دیگران كه دارای خصوصیات و ضوابط اخلاقی هستند. خب این شخص هم همانطور است چطور اینكه خب این مطلب را ما در خیلیها میبینیم. امروزهبسیاری هستند از افراد، دارای مراتب علمی و فضل امّا از نقطهی نظر ارتباطات هیچگونه تعهّدی و تقبّلی و التزامی نسبت به مطالب آنها وجود ندارد. خب بسیار آدمهای خوبی هستند بسیار خب، برای خودشان. مطلبی را انسان از آنها اگر خوب باشد و بشنود میپذیرد نباشد خب نمیشنود بر حسب آن فكر و بر حسب سلیقهی خود اینها یك مرتبه بودند.

