حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
8خب پس بنابراین ما آنچه را كه میتوانیم در اینجا مطرح كنیم این است كه وضعیت و ارتباط انسان با پروردگار باید به چه كیفیتی باشد؟
خدای متعال در اینجا میخواهد بگوید من بشر نیستم من حبّ و بغض ندارم من اصلًا نفس ندارم من نسبت به شخص كینه ندارم، من نسبت به افراد انتساب ندارم. برای من همهی افراد یكسان هستند. كدامیك از این مخلوقات پروردگار در خلقت خود اراده و اختیار و دستی داشته؟ از افراد عادی بشر تا رسول خدا كه أشرف كائنات است اگر ما در نظر بگیریم خود رسول خدا در خلقت خود اختیاری نداشته، هیچ اختیار نداشته. رسول خدا به همان مقدار در خلقت خود محكوم اراده و تقدیر پروردگار بوده كه یك پشهای كه حركت میكند، یك مورچهای كه در روی زمین راه میرود، هر دوی اینها به یك مقدار نسبت به این امر در یك كفه قرار دارند. همانطوری كه یك مورچه به این كوچكی و به این صِغَر هیچ اختیاری در خلقت خودش نداشته و تمام مسائلی را كه برای این حیوان كوچك و ذرّهی كوچك و سلول كوچك، برای خلقت او بوجود آمده است مستند به عوالم ربوبی است و مستند به علل و اسباب ربوبی است، رسول خدا هم به همان مقدار هیچگونه دخالتی به اندازهی یك ذرّه نسبت به وجود خودش نداشته و از این نقطهی نظر صفرِ محض است.
پس بنابراین خدای متعال آن اراده و عنایت او نسبت به همهی مخلوقات یكسان است، هیچ تفاوتی ندارد. نسبت به همه به یك نحوه است، هیچگونه فرقی ندارد. در اینجا اشخاص و افراد انتخاب كننده هستند و راه را خودشان با اختیار خودشان انتخاب میكنند و اختیار میكنند.
مطالب برای همه گفته میشود مسائل برای همه مطرح میشود یك شخص میآید این راه را انتخاب میكند یكی میآید این راه را انتخاب میكند. برای انسان خدا دو رفیق قرار میدهد یك رفیقی كه انسان را بههدایت به ایمان به تقوا سوق بدهد یك رفیقی كه انسان را به دنیا به شهوات به لذّات به بیدینی سوق بدهد انسان در انتخاب این دو رفیق آزاد است. بعضیها او را انتخاب میكنند بعضیها او را انتخاب میكنند. این مسأله این است، راه برای همه بیان شده است. بعضیها اینطرف و بعضیها اینطرف. آن میشود رسول خدا، آن میشود معاویة بن ابوسفیان.

