حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
10نفس وقتی كه بیاید غالب بشود بر قوای عقلانی و عواطفِ الهی انسان، همینگونه اعمال را انجام میدهد. و این سابق و اول ندارد. آنهایی كه میگویند: انسان رشد كرده! كجایش رشد كرده؟ آیا دیگر این مسائل برچیده شده؟ آیا بعد از هزار و چهارصد سال دیگر ما اثری از مسائل گذشته نمیبینیم؟ نخیر! خیلی هم بیشتر میبینیم. از این نقطهینظر باید بگویم متأسفانه نه تنها ما رشد نكردیم بلكه خیلی در حضیض و ذلّت و نزول قرار گرفتیم. باز هم آنها! و این مطلب در همهی افراد در همهی انسانها وجود دارد. یعنی با اختیار مطلب بدست میآید نه با غیر اختیار، یك روز در یك جلسهای مرحوم آقا راجع به این قضیه صحبت میكردند و راجع به این مطلب كه ابتلائاتی كه برای انسان پیش میآید مانند امراض و سایر ابتلائات غیر اختیاری كه پیش میآید ایشان میفرمودند: خیلیها خیال میكنند این ابتلائات باعث ترقّی انسان است این ابتلائات باعث رشد طولی انسان است این امراض باعث رشد طولی انسان است؛ حقایق را برای انسان باز میكند، انسان را از نقطهینظر طولی به خدای متعال نزدیك میكند. ایشان بیانشان این بود:
این ابتلائات و این امراض باعث تنظیف انسان است، باعث تصحیح انسان است، نه باعث ترقّی و رشد. یعنی كدورتها و زنگارهایی كه بواسطه گناهان برای انسان پیدا میشود و قلب را خسته میكند و پوششی بر دور قلب ایجاد میكند این زنگار و این پوشش، آن احساس كدورت، آن احساس سنگینی، آن احساس ماندن و در جا زدن بواسطهی این ابتلائات و بواسطهی این امراض تصحیح میشود راجع به این مسأله خب روایاتی هم داریم. امّا رشد و ترقّیای كه برای افراد پیدا میشود این رشد و این ترقّی فقط و فقط بواسطهی اكتساب امور اختیاری و ارادی است. یعنی تا انسان به انجام امور اختیاری و ارادی نپردازد رشد طولی برای او پیدا نخواهد شد. این رشد طولی مربوط به كسب و اكتساب است.

