
ارتباط مردان و زنان از نگاه اسلام
چگونگي ارتباط مرد و زن بر اساس دستورات اسلام. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 دستورات و وظايفي كه خداوند متعال بر عهدۀ زن و شوهر قرار داده است داراي دو بُعد حقوقي و اخلاقي ميباشند 2 اهميت رعايت حقوق مؤمن و رفع قضاي حاجت او در نزد پروردگار و اولياي دين 3 ذكر برخي از حقوق الزامي كه بر عهدة هر يك از زوجين است و عمل بر طبق آن حقوق 4 در زندگي زناشويي قوانين و مقرراتي وجود دارد كه عدم پايبندي به آنها پيگرد قانوني نداشته لكن عمل بر اساس آنها براي استمرار و بقاء زندگي امري حياتي به شمار ميرود 5 آنچه براي اسلام در انعقاد نهاد خانواده و تشكيل كانون زناشويي اهميت دارد رعايت دو مسأله ميباشد 6 آنچه از متون روايات و سخنان پيامبر اكرم و ائمه معصومين علیهم السلام استنباط ميشود اين است كه اطاعت زن از شوهر خود در راستاي اطاعت زن از خداوند متعال قرار دارد 7 بر اساس آيۀ شريفه: قل انما اعظمكم بواحدةٍ ان تقومو لله، عملكرد و رفتار هر يك از زوجين با يكديگر بايد بر اساس توحيد و رضاي الهي باشد 8 زن در تصور و تفكر خويش اطاعت از مرد را بايد در راستاي اطاعت از خداوند و نماينده او تلقي و باور كند 9 توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با عظمت جايگاه شوهر در عالم وجود 10 ذكر روايتي از امام صادق عليه السلام مبني بر اهميت خشنودي و رضايت شوهر از همسر خويش
ارتباط مردان و زنان از نگاه اسلام
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
راجع به وظیفه عائلی و خانوادگی و كیفیت ارتباط مرد و زن براساس دستورات اسلام مطالبی به عنوان مقدمه ذكر شد. البته آنچه كه قبلًا نسبت به وظیفه مرد راجع به محیط خانوادگی ذكر شد براساس دستورات بتیه و الزامیه بود. امّا راجع به خصوصیات دیگر و با دامنهای وسیعتر انشاءاللَه مطالبی عرض خواهد شد.
راجع به مسائلی كه امروز مطرح میشود این نكته را قبلًا تذكر بدهم كه در اسلام قوانین و مقرراتی كه برای این منظور لحاظ شده، مانند سایر قوانین اجتماعی دارای دو بُعد است:
بُعد اول: بعد الزامی و حقوقی است. مقصود از حقوقی یعنی حقّی كه یكی از طرفین بر دیگری دارد و این حق، روی آن جهت و حیثیتی كه طرفین بر آن حیثیت و جهت و بر آن مسئله توافق كردهاند تأثیر حیاتی و الزامی دارد. مثلًا در ازدواج یكی از لوازم ازدواج و عقد نكاح عبارت است از جواز نظر؛ زن به مرد و مرد به زن میتواند نگاه كند. یا در مسئله خرید و فروش یكی از لوازمات این مسئله، جواز تصرف در آن مالی است كه خریده میشود یا فروخته میشود. اینها را میگویند احكام بتیه و الزامیه و جنبه حقوقی دارد و با رفع این احكام طبعاً آن مسئله هم منتفی خواهد شد. یعنی اگر طرفین عقد كنند و براساس آن عقد شرط كنند كه یكدیگر را نبینند این عقد از اول باطل است. یا شخصی مالی را به كسی دیگری بفروشد و شرط كند كه حق تصرف در این مال را نداشته باشد، این معامله از اول باطل است. اینها را میگویند احكام حقوقی كه جنبه الزامی دارند و همینطور در روابط اجتماعی این مسائل به چشم میخورد.
مسئله دوّم: احكامی است كه از نقطه نظر حقوقی جنبه الزامی ندارند؛ یعنی شارع مقدّس حكم الزامی و حقوقی و یا كیفری برای این احكام وضع نكرده، امّا طرفین را تشویق به انجام این احكام میكند. مانند حقوقی كه همسایه بر گردن همسایه دارد. اگر یك شخص ثروتمندی در همسایگی او فرد مستمندی بود و این شخص هیچ نوع كمكی و مساعدتی به او نكرد، از نقطه نظر اسلامی كیفری مترتّب بر این شخص ثروتمند نخواهد شد. امّا عمل این شخص مورد غضب پروردگار واقع خواهد شد و در آنطرف كار او را مشكل خواهد كرد. اینها را میگویند احكام اخلاقی الزامی. یعنی جنبه كیفری ندارد. دادگاه نمیتواند یك شخصی را محكوم كند چرا به همسایهات كمك نكردی؟ چرا به رفیقت مساعدت نكردی؟ چرا وقتی از تو درخواستی كرد اجابت نكردی؟ امّا رعایت این مسئله به اندازهای است كه رسول خدا فرمود: اگر مسلمانی بخوابد و در جوار او مسلمانی گرسنه باشد بر دین من از دنیا نرفته است. اینقدر این مسئله مهم است.
