ارتباط مردان و زنان از نگاه اسلام
16ببینید، یك عارف میآید اصلًا زیر بنای فكری یك شخص را در هم میریزد. میگوید تابهحال اشتباه فكر میكردی، تابهحال به اشتباه قضاوت میكردی. معادلات تو تابهحال اشتباه بوده است بیا جور دیگر فكر كن خدا هم میرساند ها خیال نكنید خدا همینطور میماند، نه، از یك جای دیگر ده برابر میرساند تابهحال جور دیگر فكر میكردی الان بیا قسم دیگر فكر كن. برنامه ارتباطات خود را براساس قانون دیگری پیریزی كن، نه براساس روابط عادی اجتماعی.
این آن وقت میشود همانی كه آقا در روح مجرد1 نسبت به آقای حدّاد فرمودند. كه گاهی از اوقات میشد ایشان صبح تا شب كار میكرد و آن مبلغی را كه به دست میآورد به اندازه حقوقی بود كه باید به این شاگرد بپردازند، حقوق را به او میپرداخت و خود با دست خالی بر میگشت منزل. این هم یك طرز تفكّر است، این هم یك معادله است.
مرحوم آقا به او فرمودند شما وقتیكه برمیگردید باید بروید و از او عذرخواهی كنید. حالا بنده خدا گفت: حالا بدهكار هم شدیم. باید برگردید و عذرخواهی كنید كه چرا رفیقتان را متأثّر كردید و به او بگویید هر مبلغی را كه تو بگویی برایت انجام میدهم هرچه میخواهی بگویی، اصلًا بگو نده. هرچه بخواهی بگویی برایت انجام میدهم و این برگشت و رفت و عذرخواهی كرد. آن شخص دید ها، متنبّه شد، قضیه چیست؟ یكدفعه فكرش به كار افتاد. حالا من بروم از دو سه نفر دیگر هم بپرسم، رفت مطّلع شد حق با این شخص بوده است. حالا او آمد عذرخواهی.
ببینید این چه روابطی است كه همدیگر را به هم پیوند میدهد. این اخلاق اخلاق موحّدین است. اهل توحید اخلاقشان این است. حالا شما بیایید قیاس كنید با سایر ملل و سایر نِحَل و سایر منهجها و سایر طرق كه آنها هم مدعی اسلامند، آنها مدعی پیروی از قوانین اسلامند. ببینید تفاوت ره از كجاست تا به كجا. تازه این مطلبی را كه مرحوم آقا به او فرمودند او از شاگردان خاصّ و سلوكی ایشان بود و آن شخص دیگر فقط یك مسجدی بود، فقط یك شخص عادی بود كه میآمد در مسجد و ابراز محبّتی میكرد همین، دیگر از شاگردان ایشان نبود از ایشان دستور نمیگرفت. این برنامه و دستور اسلام است. برنامه و دستور توحید این است.
- روح مجرد، ص ٧٣

