پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
9تمام این فرمایشات حضرت توحید است ها! و میفرماید: این خدای ما از اسم و رسم بالاتر است؛ هم در صفات و هم در ذات لا یتناهیٰ است، و اگر لا یتناهیٰ بودن پروردگار خوب تصوّر بشود، همۀ این مسائل حل است.
عالم هستی، ملک طِلق خداست
لَکَ الخَلقُ و الأمرُ تبارک اللَه ربُّ العالَمین.
«دو عالم امر و عالم خلق ـ عالم امر: عالم ملکوت، ملکوت عُلییٰ و ملکوت سفلیٰ، فرق نمیکند؛ عالم خلق: عالم طبع و ماده ـ، تمام این موجودات اختصاص به تو دارد، مال تو است!»
و هرچه از موجودات در عالم خلقْ صورتِ تحقّق به خود بگیرد، بهواسطۀ امر توست. و امر تو نازل میشود، خلق میشود؛ خلق تو صاعد میشود، ملکوت میشود. پس بین خلق و امر فاصلهای نیست، فقط تماشا کردنِ دو وجهۀ آنهاست؛ اگر موجودات را از نقطۀ نظر طبع و مادّه تماشا کنیم میشود خلق، اگر از نقطۀنظر وجهۀ ملکوتی نگاه کنیم میشود امر! و امر و خلق، امر واحدی است ها! از دو نقطۀ نظر، وجهۀ نظر تفاوت میکند.
دو عالم امر و خلق، عالم مُلک و عالم ملکوت، عالم معنا و عالم ماده، عالم تجرّد و عالم تقیّد، اینها تعابیر مختلفی است که حکایت از یک معنی واحد میکند. اینها همه اختصاص به تو دارد؛ خیلی دقیق است ها! اختصاص دارد یعنی: در این عالمِ خلقی که ما هستیم، هر چه هست مال خداست، هیچ پیدا نمیکنیم که مال خدا نباشد، هیچ!
کیفیّت انتساب افعال ما به خداوند
پس ما چه هستیم؟ چهکار میکنیم؟ افعالی که ما انجام میدهیم، مگر مال ما نیست؟!
اگر برای خود ثابت کنیم که ما فعلی داریم که از ما سرمیزند، و در آن جهت استقلال داریم، ما تفویضی شدهایم. از جبری پا درآوردهایم، تفویضی شدهایم؛ و هر دو غلط است! جبریّون میگویند که:
انسان در افعال خود اختیار ندارد؛ همینطوری که آتش میسوزاند، انسان هم همینطوری یک افعالی از او سر میزند که لازمۀ وجود اوست؛ مانند بوی گل که از گل تراوش میکند و نمیتواند جلوی خود را بگیرد و دیگر این بو از او متصاعد نشود، از انسان هم یک افعالی سرمیزند!1
- الإلٰهیّات، الجزء الثانی، ص ٢٦٧؛ مناهجُ الجبر، موسوعة مصطلحات علم الکلام، ج ٢، ص ١١٧٥.

