پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
10این حرف غلط است؛ چون انسان اختیار دارد و این اختیار جزء سرشت انسان است، و انکار اختیار از اموری است خلاف ضرورت!
آنوقت برای اینکه ما از جبر خارج بشویم، خود را در دامن تفویض میاندازیم؛ میگوییم: خداوند ما را خلق کرد و قدرت داد، آنوقت ما برویم دنبال کار، مانند ساعت که آن را کوک میکنند و میگذارند بعد کار میکند.
بطلان اعتقاد به تفویض و جبر، و حقّانیت نظریّۀ أمرٌ بَینَ الأمرَین
چه خوب میگوید مرحوم حاج آقا رضا همدانی با اینکه مردی است فقیه، و غالباً فقها در مسائل فلسفی و حکمت وارد نمیشوند! او میگوید:
خب آقا، آن کسانی هم که قائل به تفویض باشند، بیش از این که نمیگویند! آنها هم میگویند: «خدا ما را خلق کرد، بعد امرش را به دست ما سپرد!» تفویض معنایش این است که خدا خلق کرد بعد دیگر به دست ما سپرد؛ فعل به دست ما است، کارها به دست ما است، هر عملی انجام
بدهیم بر اساس وجود ما قائم است.1
این هم درست نیست! چون آن پروردگاری که ما را خلق میکند، بعد در ادامۀ وجود ـ حالا ادامۀ اصل وجود، ادامۀ صفت، ادامۀ علم، ادامۀ فعل ـ، هر جا که آنجا دیگر ببُرّد و به ما واگذار کند، ما را در آن نقطۀ نظرْ مستقل کرده و خود در آنجا عقب نشسته است؛ و این، لازمهاش ضعف نسبت به وجود واجب است، و ضعف نسبت به وجود واجب، غیرمعقول است! پس تمام ممکناتی را که خداوند علیّأعلیٰ بهوجود آورده، هم در ذات، هم در صفت، هم در فعل، هم در اصل وجود، هم در بقا، اینها احتیاج به مؤثّر دارند. خدا به آنها نیرو میدهد و قوّه میدهد، پس به ما هم قوّه داده، نیرو داده، حیات داده، علم داده، قدرت داده، اختیار داده، و در عین اختیار که کاری انجام میدهیم، از حول و قوّۀ او خارج نیستیم.
تبیین دقیق نظریّۀ «أمرٌ بینَ الأمرَین»
- مصباح الفقیه، ج ٧، ص ٢٩٧؛ معادشناسی، ج ١٠، ص ٢٧٣.

