اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

19017
نسخه عربی

پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

16
  • «الغَریقُ یَتَشَبَّثُ بِکُلِّ حَشیشٍ!»1 یک تکّه تختۀ کوچک دارد روی آب می‌رود، انسان خیال می‌کند که این هم نجاتش می‌دهد؛ دست می‌زند که آن تخته را بگیرد، آن هم دارد با آب می‌رود! تا این‌قدر دست و پا می‌زند، می‌زند، می‌زند که دیگر خسته می‌شود و خودش را روی آب رها می‌کند، آن‌وقت غرق می‌شود! نه اینکه زنده می‌شود، غرق می‌شود؛ زندگی نیست آنجا، غرق شدن است! فناست! ما مدام مقدّمۀ فلسفی قرار می‌دهیم: خدا چنین است، چنان است! فصلٌ فی العلم، فصلٌ فی القدرة، فصلٌ فی الحیاة. همۀ این حرف‌ها هم در موطن خودش درست است؛ چون کلاس، یک کلاسی است که درجات و مراتب دارد دیگر.

  • سفارش امام صادق علیه السّلام به عبدالعزیز در رعایت درجات ایمان افراد

  • حضرت صادق علیه السّلام به عبدالعزیز فرمودند:

  • ای عبدالعزیز، ایمان ده درجه دارد، هر کدام از آن درجات باید طی بشود تا انسان به درجه دیگری برسد، مبادا کسی را حرکت بدهی به درجۀ بالاتر قبل از اینکه آن پلۀ اوّل را طی کند! اگر چنین کاری کنی، تو او را خرد کردی و شکستی؛ و بدان اگر استخوان کسی را بشکنی، جبرش به عهدۀ توست!2 یعنی باید دومرتبه التیام کنی! اگر کسی را از پلّۀ اوّل بردی پلّۀ سوّم، خُردش کردی، ایمانش را از دست دادی، خرابش کردی، و مسئولیّت به عهدۀ توست. پس ایمان ده درجه است؛ آن درجۀ دهم آنجایی است که دیگر غرق شده است، آنجا «سلمانُ منّا أهلَ البیت»3 می‌شود، دیگر از اهل‌بیت می‌شود، رنگش از بین می‌رود؛ ﴿صِبۡغَةَ ٱللَهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَهِ صِبۡغَةٗ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ﴾.4

  • مادح خورشید مدّاح خود است

  • لَکَ الخَلقُ و الأمرُ تبارک اللَه ربُّ العالَمین.

  • پس فهمیدید تعریف‌های ما به جایی نمی‌رسد، هرچه خدا را داریم تعریف می‌کنیم، خودمان را تعریف می‌کنیم؛ «مادح خورشید مدّاح خود است»5 آن کسی که خورشید را تعریف می‌کند، خورشید را تعریف نمی‌کند؛ نه نور خورشید را دیده، نه رسیده، نه جذبۀخورشید را گرفته، نه به حرارات خورشید رسیده! فقط می‌گوید: من چشم دارم که دارم خورشید را می‌بینیم! خورشید چنین است، خوب است! یعنی من چقدر خوبم که دارم خورشید را می‌بینم! پس هر وقتی که حمد خدا را بجا می‌آوریم، زود تسبیح خدا را هم بجا بیاوریم؛ «سبحانَ رَبِّیَ العظیمِ و بِحمدِه، سبحانَ رَبِّیَ الأعلیٰ و بحمدِه.»

    1. مَثَل معروف است که می‌گوید: شخصی که می‌خواهد غرق شود، به هر گیاه پوسیده و خشک شده‌ای دست دراز می‌کند.(ترجمه از «امام‌شناسی، ج ١١، ص ١٢٦»).
    2. الکافی، ج ٢، ص ٤٥؛ الخصال، ج ٢، ص ٤٤٧؛ روح مجرد، ص ٥٦٧:
      «این روایت را کلینی در اصول کافی نقل کرده است و عین مضمونش این است که:
      عبد العزیز قَراطیسی روایت کرده که: قال لی أبوعبدِاللهِ علیه السّلام:
      ”یا عبدَ العَزیز! إنَّ الإیمانَ عَشرُ دَرَجاتٍ بمَنزِلَةِ السُلَّمِ؛ یُصعَدُ مِنهُ مَرقاةً بَعدَ مَرقاةٍ و لا یَقولَنَّ صاحِبُ الاثنَینِ لِصاحِبِ الواحِد: لَستَ علیٰ شَی‌ءٍ! حتّیٰ یَنتَهِیَ إلی العاشِرِ.
      فلا تُسقِط مَن هو دونَک فَیُسقِطَکَ مَن هو فَوقَک. و إذا رَأیتَ مَن هوَ أسفَلُ مِنک بدَرَجَةٍ فَارفَعهُ إلیک بِرِفقٍ، و لا تَحمِلَنَّ عَلَیهِ ما لا یُطِیقُ فتَکسِرَه! فإنَّ مَن کَسَرَ مُؤمِنًا فعَلَیهِ جَبرُهُ؛ * 
      حضرت صادق علیه السّلام به من گفتند: ای عبدالعزیز! ایمان ده درجه دارد، مثل نردبان که باید از آن پلّه‌پلّه یکی پس از دیگری بالا رفت؛ نباید کسی که دارای دو درجه از ایمان است به آن که دارای یک درجه از ایمان است، بگوید: تو دارای منزلت و مقامی از ایمان نمی‌باشی! و همین‌طور درجه به درجه تا برسد به درجۀ دهم.
      و تو نباید ساقط کنی و از ارزش بیندازی آن کس را که پایین‌تر از توست؛ که در این‌صورت تو را ساقط می‌کند و از ارزش می‌اندازد، آن کس که بالاتر از توست!
      و چون نگریستی کسی را که پایین‌تر از توست، باید وی را با رفق و ملایمت به‌سوی خود بالا ببری، و بر او تحمیل ننمایی گفتاری و مطلبی را که طاقت آن را نداشته باشد که در این‌صورت او را خواهی شکست! و کسی که مؤمنی را بشکند، بر عهدۀ اوست زخم‌بندی و التیام شکستگی استخوان‌هایش.“»
      اصول کافی، ج ٢، ص ٤٥.
    3. الغارات، ج ٢، ص ٨٢٣؛ تفسیر فرات الکوفی، ص ١٧١.
    4. سوره بقره (٢) آیه ١٣٨؛ ترجمه:
      «رنگ خدا و چه کسی رنگی نیکوتر از رنگ خداوند دارد؟! و ما او را می‌پرستیم!»
    5. مثنوی معنوی، ج ٥، ص ٦٢٩:
      مادحِ خورشید، مدّاحِ خود است ** که دو چشمم روشن و نامرمد است