پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
13پس هرچه ما در فکر خود تصوّر کنیم، از ذات واجب و از صفات او، این مال فکر ماست. بعد میفرماید که:
«شاید این مورچههای کوچکی که راه میروند و دوتا زبانیه و شاخ دارند، اینها واقعاً خیال میکنند که خدا هم دوتا شاخ دارد!»
چون سازمان وجودیِ آنها به این دو شاخ بستگی دارد که با آن دو شاخشان جلب منفعت میکنند، دفع ضرر میکنند، دانه را از زمین برمیدارند، دشمن را با آن دو تا شاخ میشناسند، زندگی مورچه به این دو شاخش است و کمالش به این دو شاخش است؛ آنوقت مورچه که میخواهد خدایی برای خود تصوّر کند، مسلّم خدای ناقص که نباید باشد، بلکه باید خدای کامل باشد و چون کانون کمال در وجود او دو شاخ است، مسلّم میگوید که: خدا هم باید دو شاخ داشته باشد! این حکم قطعی و ثابتِ او است؛ و خدا که دوتا شاخ ندارد! گاو اگر بخواهد خدایی برای خود فرض کند که خیلی خیلی عالی باشد، مسلّم میگوید که: خدا باید شاخهایش از شاخهای من قویترباشد؛ فیل اگر بخواهد فرض کند، میگوید: پروردگار باید خرطوم داشته باشد که بیندازد دور زمین، زمین را با خرطوم خودش بلند کند. انسان هم که خرطوم و شاخ ندارد، آنوقت کمال خود را در چه میبیند؟ آن را به خدا نسبت میدهد؛ پس خدا بالاتر است!
تنزّه خداوند از همۀ توصیفهای ما
﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ ٱللَهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾؛1 بالاتر است از هر اسمی و از هر وصفی! ما به خدا میگوییم: علیم، قدیر، قادر، سمیع، بصیر، حیّ، قیّوم؛ خدا بالاتر از اینها است، اینها اسم است. به پروردگار که میگوییم علیم، باید بگوییم علیم! چاره هم نداریم، ولی دنبال علیم یک سبحان اللَه هم باید بگوییم! او را تعریف که میکنیم، تحمیدش که میکنیم، حمد را باید توأم کنیم با تسبیح که خدایا، به تو میگوییم علیم، و معذرت هم میخواهیم! تو بالاتر از این اسمی! چون علیم، ذات مقدّس پروردگار را از نقطۀ نظر دریچه و دیدگاه علم نگاه میکند و او را از قدرت جدا کرده؛ قدیر، نسبت اسم به او میدهد و از علم جدا کرده است! و در ذات او جدایی نیست، تمییز نیست، افتراق نیست؛ او مرکز علم است و مرکز قدرت، امّا نه با عنوانِ علم و عنوان قدرت! عنوان و اسم آنجا از بین میرود، آنجا کانون قدرت است که ما فوق اسم قادر است! و کانون علم است که ما فوق اسم عالم است! و حقیقت حیات است که ما فوق اسم الحیّ است! آنجا اسمی نیست؛ لا اسمَ و لا رسم! آنوقت این خدا چطور تصوّر میشود؟! اینجا دیگر کُمیتها لنگ هستند، تصور نمیشود دیگر! و لذا اگر فکر انسان تا روز قیامت بخواهد بِدود و خدا را با فکر صید کند، صید نمیشود!
- سوره صافات (٣٧) آیه ١٥٩ و ١٦٠.

