
پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
نفی مؤاخذه و نزاع و شرک و تضادّ و اعتراض از حکومت خدا. عدم سؤال و بازخواست از افعال خداوند. شبهۀ ابنکمونه و جواب آن. کلام حاجی سبزواری بر اینکه لازمۀ ماهیّت إمکان است و معلولیّت. وحدت و اطلاق پروردگار، غیری در جهان باقی نمیگذارد. غیر معقول بودن فرض دو وجود نامتناهی. معارض ضعیفتر هم که معلول است و مخلوق خدا. علّت عدم توان معارضۀ مخلوقات با خداوند متعال. تطابق عقل و نقل و شهود. عدم تصوّر شریک در امر پروردگار عقلاً. چراییِ عدم تضادّ و تناقض در احکام الهی. عدم تنافی مسئلۀ نسخ با عدم تضادّ و اختلاف در احکام الهی. چراییِ عدم توان اعتراض موجودات بر خداوند. عالم هستی، ملک طِلق خداست. کیفیّت انتساب افعال ما به خداوند. بطلان اعتقاد به تفویض و جبر، و حقّانیت نظریّۀ أمرٌ بَینَ الأمرَین. تبیین دقیق نظریّۀ «أمرٌ بینَ الأمرَین». إدراک کمالات خداوند، از دریچۀ کمالات نفس خویش. نظریّه عالیِ محقّق دوانی ازحقیقت توصیفات ما. روایت امام باقر دربارۀ بینش ناقص ما از صفات کمالی خداوند. تنزّه خداوند از همۀ توصیفهای ما. فرق اقرار به عجز ما با اقرار به عجز پیغمبران و اولیای خدا. طریقۀ إحراق، طریقۀ قرآن مجید. نمونهای از مجاهدۀ حضرت رسول اکرم وحضرت موسی درمسیر معرفت. سفارش امام صادق علیه السّلام به عبدالعزیز در رعایت درجات ایمان افراد. مادح خورشید مدّاح خود است. مخلَصیناند که راه به توصیف خدا بردهاند.
پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
توضیحات:
نفی مؤاخذه و نزاع و شرک و تضادّ و اعتراض از حکومت خدا. عدم سؤال و بازخواست از افعال خداوند. شبهۀ ابنکمونه و جواب آن. کلام حاجی سبزواری بر اینکه لازمۀ ماهیّت إمکان است و معلولیّت. وحدت و اطلاق پروردگار، غیری در جهان باقی نمیگذارد. غیر معقول بودن فرض دو وجود نامتناهی. معارض ضعیفتر هم که معلول است و مخلوق خدا. علّت عدم توان معارضۀ مخلوقات با خداوند متعال. تطابق عقل و نقل و شهود. عدم تصوّر شریک در امر پروردگار عقلاً. چراییِ عدم تضادّ و تناقض در احکام الهی. عدم تنافی مسئلۀ نسخ با عدم تضادّ و اختلاف در احکام الهی. چراییِ عدم توان اعتراض موجودات بر خداوند. عالم هستی، ملک طِلق خداست. کیفیّت انتساب افعال ما به خداوند. بطلان اعتقاد به تفویض و جبر، و حقّانیت نظریّۀ أمرٌ بَینَ الأمرَین. تبیین دقیق نظریّۀ «أمرٌ بینَ الأمرَین». إدراک کمالات خداوند، از دریچۀ کمالات نفس خویش. نظریّه عالیِ محقّق دوانی ازحقیقت توصیفات ما. روایت امام باقر دربارۀ بینش ناقص ما از صفات کمالی خداوند. تنزّه خداوند از همۀ توصیفهای ما. فرق اقرار به عجز ما با اقرار به عجز پیغمبران و اولیای خدا. طریقۀ إحراق، طریقۀ قرآن مجید. نمونهای از مجاهدۀ حضرت رسول اکرم وحضرت موسی درمسیر معرفت. سفارش امام صادق علیه السّلام به عبدالعزیز در رعایت درجات ایمان افراد. مادح خورشید مدّاح خود است. مخلَصیناند که راه به توصیف خدا بردهاند.
پادشاهی مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی
2أعوذُ باللَه مِن الشّیطانِ الرّجیمِ
بسمِ اللَه الرّحمٰنِ الرّحیمِ
و صلّی اللَه علیٰ محمّدٍ و آلهِ الطّاهرینَ
و لَعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ
نفی مؤاخذه و نزاع و شرک و تضادّ و اعتراض از حکومت خدا
لا تُسألُ عَن فِعلِکَ، و لا تُنازَعُ فی مُلکِکَ، و لا تُشارَکُ فی أمرِکَ، و لا تُضادُّ فی حُکمِکَ، و لا یَعتَرِضُ عَلَیکَ أحَدٌ فی تَدبیرِکَ، لَکَ الخَلقُ و الأمرُ تَبارَکَ اللَه رَبُّ العالَمینَ.
«خدایا، در خور استطاعت و قدرتِ کسی نیست که از کار تو سؤال کند، و از فعل تو علّت بپرسد، یا نسبت به فعل تو اعتراض داشته باشد و مؤاخذه کند؛ برای احدی چنین قدرتی نیست!»
عدم سؤال و بازخواست از افعال خداوند
این [فراز] از آیۀ شریفۀ قرآن مجید اتّخاذ شده است که:
﴿لَا يُسَۡٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسَۡٔلُونَ﴾؛1 «خدا از آن کاری که میکند، بازخواست نمیشود؛ بهخلاف مردم که در اثر اعمال خودشان مورد بازخواست قرار میگیرند.»
چرا انسان نسبت به فعلی که میکند، مورد بازخواست قرار میگیرد؟ برای اینکه ممکن است که آن فعلش بر حق منطبق باشد یا نباشد؛ اگر بر حق منطبق باشد، که مورد بازخواست نیست و الاّ مورد سؤال و مؤاخذه است. و خداوند همیشه فعلش بر حق منطبق است، و عنوان بطلان نسبت به فعل او راه ندارد؛ و از این گذشته، فعل کسی مورد بازخواست واقع میشود که آن فعل، روی عنوان مصلحت خارجی و ملاحظۀ آن امر بجا آورده بشود، و خداوند که خارج از ذات او مصلحتی نیست که فعل را به داعیِ وصول به آن مصلحت بجا بیاورد. اگر مصلحتی در خارجِ از ذات خدا باشد و خداوند این فعل را برای پیدایش آن مصلحت بجا بیاورد، خواه آن مصلحت راجع به خودش باشد خواه به غیر باشد، خُب خدا هم مثل ممکنات میشود دیگر! پس هر مصلحتی که در نظر گرفته شده باشد، آن مصلحت از حیطۀ ارادۀ خدا و ذات خدا خارج نیست.
بنابراین فعلی که از طرف خدا سرمیزند، این اثرِ ذات اوست که ذات او واجب الوجود است و حق، و فعلش واجب الوجود است و حق! دیگر نسبت به این فعل چه سؤالی بشود؟! سؤال غیر معقول است! بهخلاف موجودات دیگر؛ از خدا گذشته، هر موجودی که رنگ امکان به او زده شد، فعل او ممکن است که مطابق با حق باشد و ممکن است نباشد، و لذا مورد بازخواست و سؤال واقع میشود.
- سوره انبیاء (٢١) آیه ٢٣.
