
حقیقت نفس و روح مرد و زن
حقیقت نفس و روح مرد و زن
19یكی از بزرگان كه حق استادی هم بر گردن مرحوم پدر ما داشت و بسیار فرد بزرگی بود، ازعلماء طراز اول عالم اسلام میتوانستیم ایشان را به حساب بیاوریم، چند روزی در منزل مرحوم والد ما مهمان بودند. یكی از بزرگان بودند. خیلی ایشان علاقه داشت آن شخص بزرگ كه در منزل ایشان بماند. وقتی كه ایشان مشهد مشرف شده بودند، آمده بود از یكی از شهرستانها و خیلی علاقه داشت كه بماند در منزل ایشان. و مرحوم آقا هم خیلی علاقه داشتند كه نگهدارند. حالا هر چقدر ایشان میخواهد بماند. چهل روز بماند، دو ماه بماند و بسیار آن فرد احساس آرامش و طمأنینه و سكونت میكرد در منزل مرحوم والد و چند مرتبه هم این مطلب را اظهار كرده بود. یك روز از قضا خانم ایشان در همان منزل اندرونی كه بوده آن اثاثیه و ساكها را برمیدارد و اصلًا بدون اطلاع به ایشان میرود در یك منزلی كه مثلًا فرض بكنید كه اقوامی، حالا قوم و خویشی كسی قبلًا قرار بود بروند آنجا، یا اینكه در نظر گرفته بودند، اصلًا بدون اینكه به ایشان بگوید بلند میشود میرود. مرحوم آقا خیلی متأثر میشوند این چه كاری است، مثلًا فرض بكنید كه خوب این عمل انجام شده، آخر یعنی چه؟ آخر یك اطلاعی آخر مثلًا مسئلهای، وقتی كه آن شخص بزرگ مطلع میشود كه یك هم چنین كاری انجام گرفته رو میكند به مرحوم آقا میگوید: ایشان ما را به اندازه یك چمدان هم به حساب نیاورده اقلًا بیاید به ما بگوید: ما رفتیم.
علیكلحال دیگر این قضیه باید برای ما درس باشد و بدانیم كه خلاصه خدا بیخود و بیجهت نمیدهد به كسی، نعمت را بیخود نمیدهد و زوال نعمت را بیخود برای كسی نمیآورد. حساب دارد. هر چیزی حساب دارد. در این دنیا باید به حساب رسید. حالا این چه قسمی است؟
این یك مقدمهای بود نسبت به موقعیت مرد و نسبت به موقعیت زن و همینطور مراتب آنها، رسیدن به كمالات آنها، هدف و غایت از زندگی ایجاد و مهر و محبت در محیط خانوادگی بر اساس اطاعت كه این مسئله اطاعت انشاءاللَه در جلسه بعد به عرض رفقا خواهد رسید.
