
حقیقت نفس و روح مرد و زن
حقیقت نفس و روح مرد و زن
17مرحوم آقای انصاری میفرمودند: یك چایی اثر میكند، از خوردن یك چایی معلوم میشود كه در این منزل چه خبر است! یك چای، اوضاع منزل. بله، مولانا در اینجا میگوید:
نطق آب و نطق خاك و نطق گِل *** هست محسوس حواس اهل دل محسوس حواس، هر كسی نمیفهمد ولی خوب هست.
جمله ذرات عالم در نهان *** با تو میگویند روزان و شبان ما سمیعیم و بصیریم و هشیم *** با شما نامحرمان ما خامشیم اما نه اینكه وجود ندارد. هست، تمام اینها هست و آثارش هم مشخص است. انسان هم باید دقت كند. انسان هم باید مراقبه كند. اصل و اساس زندگی بر پایه محبت است و بر این مسئله خیلی تأكید شده. هرچه انسان بتواند این نقطه را مستحكمتر كند، بیشتر به نتیجه میرسد.
یكی از رفقا بود میگفت: وقتی كه من ازدواج كردم، عقد كرده بودم، مدتی گذشته بود، آمدم خدمت مرحوم آقا. گفتم: آقا من دچار یك مشكلی شدم گفتند: بله، دچار چه مشكلی دیگر مشكلات حل شده دیگر كجا مشكل است! گفت: نه، مناحساس میكنم این محبتی كه میخواهم به همسرم پیدا كنم، محبتی كه میخواهم به زنم پیدا كنم، من را از تعلق به او و تعلق به خدا باز میدارد و این علاقه من به همسرم موجب میشود كه من دیگر نسبت به خدا آنطوری كه باید و شاید ... آقا فرمودند: آقا برو پی كارت! كلاه سرت رفته، برو كلاه سرت رفته، هرچه بیشتر تو علاقه پیدا كنی بیشتر وصل شدی برو كلاه سرت رفته! هرچه بیشتر علاقه پیدا بكنی به همسرت، محبت خدا در تو قویتر و پایدارتر میشود. و این مسئله نیستها واقعیت است دیگر! خوب واقعیت را كه دیگر انسان نمیتواند انكار كند.
البته حالا انشاءاللَه در مباحث آینده ما خواهیم گفت كه نباید این علاقه و محبت موجب بشود كه انسان از طریق خارج شود، از اعتدال به انحراف كشیده شود. مسائل غیر منطقی و غیر عقلائی و غیر شرعی و غیر اخلاقی بواسطه این محبت كنار گذاشته بشود. مسائل واقعی و آنچه كه مورد رضای خداست، نباید كنار برود. نه، محبت بجای خود، رعایت قوانین و تكالیف بجای خود و همان رعایت موجب میشود كه این محبت حك بشود، نقش ببندد و فقط گذرا نباشد. به شرط اینكه طرفین نسبت به این پایبند باشند. این اصل و اساس است.
