
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
16حالا مِنبابمثال خودمانیم، شوخی كه نداریم اگر امام زمان بیاید در همین قم یك مجلسی ترتیب بدهد، شما مجلس من میآیید یا مجلس امام زمان میروید؟ دیگر شك ندارید، یعنی دیگر جای شكّی نیست. بگو آقا تو كی هستی تا حالا از امام زمان میگفتی، پس چرا برای خودت دكان و دستگاه درست میكنی؟ حضرت در اینجا آمده و خودش هم دارد صحبت میكند كه هزارها بهتر از تو و بالاتر از تو، و میلیاردها مثل تو و بالاتر از تو یك خاك در حضرت هم نمیشوند، و همین طور هم هست همین طورهم هست. شما دیگر بلند شوید بیایید صحبت مرا گو ش بدهید؟ برای چه؟ مگر عقل ندارید؟ حضرت دیگر در اینجا هست.
حالا فهمیدید كه چرا در روایات داریم وقتی حضرت ظهور كنند یكی از مهمترین افرادی كه با آن حضرت مخالفت میكند همین علما هستند؟! همان ملاك الآن هم موجود است، وقتیكه حضرت ظهور كند دیگر كسی منزل ما نمیآید. حضرت مجالس روضه دارند میرویم آنجا خیلی هم بهتر. در عید، خود حضرت جشن دارد دیگر برای چه بیاییم اینجا؟ برای چه بیاییم؟ و واقعیت هم همین است، خود من هم باید بلند شوم بروم آنجا. قضیه شوخی هم برنمیدارد. ولی رسیدن به این مسئله مشكل و خیلی سخت است. گرفتاریها، حبّ نفس، حبّ مقام، حبّ ریاست، لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ ... يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ همانطوری كه فرزندشان را میشناسند تو را میشناسند ولی چی؟ هان!
وقتیكه شب آمد به شُریح قاضی فتوای قتل امام حسین را داد شریح اوّل چكار كرد؟ ای عجب، مگر میشود آقا؟ مگر میشود؟ پسر پیغمبر، پسر پیغمبر مگر میشود؟ چكار كرده؟ بیعت نكرده كه نكرده، بعد میرود در خانه، میرود در خانه هان! این مَلَكات میآید و شیطان هم میآید و بغلش مینشیند، سلام علیكم رفیق عزیز چرا قبول نمیكنی؟ كی به كی است این حرفها چی است؟ چرا قبول نمیكنی؟ بیا جانم به قربانت كه من برای این موقعِ تو و برای این لحظه تا به حال انتظار میكشیدم! هزارتا كثافت كاری كردی، همین مانده بود كه فتوای قتل امام حسین را ندهی! آن هم امشب از تو میگیرم آنقدر قربان و صدقهات میروم، آنقدر مطالب را برایت پیچ میدهم، آنقدر مسائل دنیا را برایت تزئین میكنمآرایش میدهم تا كمكم، كمكم آن اهمیت مسئله و آن قبح قضیه و آن زشتی یك همچنین عمل جنایتكارانهای را در نزد تو كم اهمیت میكنم. حالا ببین میتوانم یا نه؟ شروع میكند. ما هم همین هستیم ها، همین هستیم. نگویید شریح. در وجود هركدام از ما یك شریح است! در وجود هركدام از ما همین مسئله موجود است. به جنگ امام حسین هم میرویم! باور كنید كه میرویم، باور كنید. باید خیلی دقّت كرد. آمد چكار كرد؟ ملكات گفت، تو قاضی القضات كوفه هستی، تو اگر این كار را نكنی فردا خلعت میكند، خلعت میكند. حالا این در میان مردم و دیگر هیچ چیز، امام جماعت مسجد هم هستی مسجد را هم از تو میگیرد. ای وای این چه مصیبتی!
