اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

14857
عنوان بصری
نسخه عربی

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

14
  • خدای متعال این مطلب را در قرآن كریم به صور مختلفی بیان می‌كند؛ در یك‌جا می‌فرماید: وَ جَعَلْنا عَلى‌ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً ... الأنعام، ٢٥ ما بر قلب اینها حاجز و مانعی قرار دادیم از اینكه اینها بتوانند مطلب را بفهمند. یا در یك آیه می‌فرماید: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ‌ تصور نكنید این افرادی كه الآن در این دنیا خلق شدند همه اینها بهشتی هستند نه، بسیاری از این افراد از جن و انس مَآل آنها و مرجع آنها جهنم است‌ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها الأعراف، ١٧٩ خیلی عجیب است ها! خدای متعال می‌فرماید ما به آنها قلب دادیم ولی با این قلب نمی‌فهمند، تفقه و فهم ندارند مقصود قلب نه این قلب صنوبری است، قلب یعنی قوه درّاكه، وجدان، قلب یعنی نیروی تشخیص دهنده حق و باطل، قلب یعنی محل ادراكات و محل تلقی انوار الهی این قلب را به آنها دادیم امّا لا يَفْقَهُونَ بِها نمی‌فهمند. ما به اینها چشم دادیم‌ وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها نمی‌بینند. منظور این چشم كه نیست اینكه می‌بیند، منظور چشمی است كه بتواند واقع را ببیند، چشمی كه بتواند حقیقت را ببیند، چشمی كه بتواند بین ظلمت و بین نور را تشخیص بدهد، این چشم را ندارند. وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها گوش به اینها دادیم اما با این گوش نمی‌شنوند صدای حق و باطل را نمی‌شنوند پنبه می‌دهند به افراد می‌گویند وقتی‌كه وارد مسجدالحرام می‌شوی برای اینكه این محمّد قرآن می‌خواند پنبه در گوشت بكن تا صدای قرآن او را نشنوی‌ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها گوش دل آنها نمی‌گذارد كه گوش ظاهر بشنود.

  • می‌گویند آقا فلان شخص كه حرف می‌زند صحبتش را گوش نده. چرا گوش ندهد؟ برود گوش بدهد. می‌گویند فلان كتاب را نخوان گمراه می‌شوی، برو بخوان اگر تو این قدر نمی‌فهمی پس چرا داری راه می‌روی؟ می‌گویند آقا با فلان كس ننشین اغوایت می‌كند تو را گمراه می‌كند. اگر تو مطلب در دست نداری چرا اسم خودت را مسلمان و معتقد گذاشتی؟ الآن هم آقا همان زمان هزار و چهارصد سال پیش است؛ در میان خود ما هرجا كه مسئله حب و بغض است همان ملاكات و همان مطالب هزار و چهارصد سال پیش الآن هم می‌آید تجلّی می‌كند. فلان حرف را نشنوید به فلان سخنرانی گوش ندهید، چرا به سخنرانی شما گوش بدهند به آن گوش ندهند چرا؟ چرا؟ هر دو را گوش بدهند، هر كه را خواست انتخاب كند. این را انتخاب كند یا آن را، حالا فهمیدیم شیطان همیشه هست. اگر یك میلیون و چهارصد سال دیگر هم بگذرد باز شیطان همین است و ملاكات هم همین است. قرآن كه نیامده قصه بگوید آقاجان، قرآن كه نیامده قصه‌پردازی كند. قرآن آمده بگوید بابا در عالم وجود یك ملاك حاكم است و آن ملاك، ملاكِ حق است بقیه همه باطلند. آن موقع به صورت عدمِ شنیدن كتاب اللَه و قرآن از زبان رسول خدا بود الآن به صورت عدمِ شنیدن همین مطالب از زبان بزرگان و كلمات بزرگان، هیچ تفاوتی ندارد. چرا؟ چون آن صفات و آن ملكات كه در آن موقع با منافع دنیوی و نفسانی ابوسفیان و امثال ابوسفیان و ابوجهل و اینها، تعارض می‌كرد و موجب‌می‌شد كه عقل عملی آنها نتواند این حجاب‌ها را كنار بزند و می‌آمدند به این صورت در مقابل پیغمبر می‌ایستادند. آیه قرآن می‌گوید الان هم همان مالاكات به صورت دیگر و به شكل دیگر موجود است. ملاك یكی است غرائز انسان كه عوض نشده.