
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
13بنابراین همان طوری كه ابنسینا در این مسئله میفرماید یك مزاج سالم نفسانی و یك مزاج سالم روحی عبارت از مزاجی است كه هیچگاه دغدغه رسیدن به كمال را فراموش نكند و یك لحظه، اگر یك لحظه ما خود را در موقعیتی بدانیم كه تصور كنیم حالا این قضیه میگذرد، حالا عیب ندارد این كار را انجام بدهیم مسئلهای نیست، حالا انشاءاللَه عمر باقیست حالا انشاءاللَه از كنار این قضیه میگذریم بعداً جبران میكنیم، بدانیم در آن لحظه از این اعتدال مزاج و صحّت مزاج روحیبرخوردار نیستیم، در آن لحظه، بعد كه حالت انفعال و تأثّر و رجوع پیدا میشود مطلب دوباره روی روال خودش برمیگردد، این میتواند برای انسان یك محك باشد.
روی این جهت قطعاً این غرائز در كیفیت تفكّر ما و كیفیت جهتگیری ما نقش اساسی را ایفا میكند. گرچه خداوند به انسان عقل عملی و عقل نظری داده و این دو برای رسیدن به مطلوب، انسان را در شاهراه مستقیم قرار میدهند ولی مهم اینجاست كه فقط این مطلب نیست، در كنار عقل عملی سایر غرائزی هم وجود دارد غریزه شهوت وجود دارد، غریزه غضب وجود دارد، غریزه حب به مال، حب به ریاست، حب به ذات كه تمام اینها از شئونات و از آثار حب به ذات است وجود دارد، غریزه حب و محبت به آثار ذات، آثار باقیه ذات زن، فرزند، مِلك، كار، كسب، موقعیت، ریاست، شأن، شئونات، ارتباطات تمام اینها مطالبی است كه خواهی نخواهی ما در میان اینها گرفتاریم. حالا این عقل عملی برای كنار زدن موانع و كنار گذاشتن هواجسی1 كه او را از رسیدن به آن نقطه مطلوب مانع میشود باید راه درازی را بپیماید.
بارها اتفاق افتاده؛ اگر صورت مسئلهای را در اختیار شخصی قرار بدهند در جلسه گذشته كه عرض كردیم و مواردی را مثال زدیم حالا دیگر تكرار نمیكنیم بگویند آقا اگر این شخص این كار را انجام بدهد با این خصوصیت و با این صورت، چه حكمی بر این مسئله مترتّب است؟ فرض كنید میگویند كه باید این مقدار جریمه بشود، دو سال هم زندان برود این مقدار هم نسبت به مسائل طبعاً باید مسئولیت بپذیرد. میگویند: حالا این شخص پسر شما بوده، میگوید: حالا یك خرده فكر كنم! این یك خرده فكر كنم مال چیست؟ صورت مسئله را كه به شما گفتم! یا میگویند این شخص رفیق شما بود، میگوید حالا یك خرده دست نگه دارید من هم یك تحقیقی بكنم! تحقیق بكنم همانا و تمام شد پرونده رفت در بایگانی یا اینكه اصلًا محو شد تمام. این برای چیست؟ برای این است كه عقل عملی برای گرفتاریی كه در این ملكات و صفات دارد نتوانست از عهده مسئولیتش بربیاید، نتوانست به آن تكلیفی كه بر عهده او گذاشته شده بود برسد، و تمام مسائل در اینجا دور میزند.
- هواجس: وساوس، وسوسهها.
