
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
9مطلب دوم كه عرض شد این بود؛ همین عقل كه در انطباق خود با واقع در مقام راهیابی به واقع و كشف مجهولات نسبت به قضایا و حقایق و مسائل واقعی است، یكی از موهبتهای الهی است. یعنی همین عقل است كه میآید اوّل واقع را به عنوان یك ملاك و به عنوان یك مبنا روشن میكند، وقتیكه روشن شد آنگاه انسان را بر این اساس سوق میدهد. اینجا مطالبی است كه باید مطرح بشود اینجا آن نكتهای است كه میشود روی آن دست گذاشت و مسئله را روی این محور قرار داد.
خدای متعال بشر را از غرائز و صفات و ملكات مختلفی خلق كرده و در این شكی نیست. یك انسان دارای غرائز مختلفی است؛ دارای غریزه شهوت و غریزه لذتیابی است و این را همه دارند. دارای غریزه غضب است دارای غریزه تفكّر است، دارای غریزه رحمت و عطوفت است، دارای غریزه نوعدوستی و اتحاد با همجنس و همنوع است، دارای غریزه رشد و كمالیابی و رساندن استعدادها به فعلیت است. دارای غریزه جرئت و شهامت و شجاعت است، دارای غریزهای است كه دفع مضار و جلب منافع را میكند.
این غرائزی است كه خداوند در وجود انسان قرار داده. تمام این مجموعه از غرائز و از صفاتی كه در وجود انسان است اینها تشكیل دهنده یك بنایی است كه از آن بنا آثار و خصوصیاتی تراوش پیدا میكند و به خارج درز میكند. تمام این غرائزی كه در وجود انسان است برحَسَبِ اختلاف مراتبی كه دارد در فكر و نیت و عمل انسان قطعاً تأثیر مستقیم دارد؛ كسیكه دارای غریزه جود و بخشش است به هركسی میرسد و میبیند محتاج است به او میبخشد، امّا آن كسیكه این غریزه در او كم است وقتیكه به افراد مستمند میرسد با تأمّل از مطلب میگذرد یا اگر میبخشد كم میبخشد. كسیكه دارای غریزه انفاق است كسیكه دارای غریزه نوع دوستی است وقتیكه به شخصی میرسد و میبیند كه او نسبت به این مسئله محتاج است او هم خود را شریك و سهیم در این مطلب میبیند. امّا فردی كه اینطور نیست نه، از كنار مطلب و قضیه رد میشود. بر حَسَبِ اختلاف مراتبِ شدت و ضعفی كه در این غرائز و در این ملكات وجود دارد افعال انسان هم تغییر پیدا میكند. یعنی افعال ما زائیده و متولد همین غرائزی است كه در وجود ماست. اینجاست كه ما باید برای تصحیح غرائز خود و تصحیح افكار و نیات خود پیگیر باشیم.
