
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
25پس بنابراین، نه ما در كلام حضرت دخل و تصرّف كردیم و نه اینكه گفتیم نهج البلاغه سند ندارد و این مطالب را باید دور ریخت! بهطوریكه بسیاری از افراد میگویند! نه اینكه آمدیم بهطوركلی كنار گذاشتیم. بعضی از شارحین نهج البلاغه آمدند گفتند كه یعنی بعكس آنچه كه ما گفتیم آنچه كه بین مرد و زن اختلافی است آن عقل نظری است كه مربوط به قضایا و روابط منطقی است كه آن هم ارزشی ندارد چه اینكه حالا قضیه و آن واقعیت درست باشد یا غلط باشد. و امّا در عقل عملی هر دو یكی هستند. پس این كلام امیرالمؤمنین چه شد؟ آنكه فایده ندارد هیچی، آنكه فایده دارد هر دو مساویند پس امیرالمؤمنین كه گفتوَ امَّا عائِشَة فَقَدْ ادْرَكَهَا ضَعْفُ رَأى النِسَاء چه شد؟ اینجاست، اینجاست كه ما احساس میكنیم نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسّلام از خود ما و امثال ما جفا رسیده است. به خود امیرالمؤمنین از دست ما جفا رسیده! مگر حضرت نمیتوانست خودش بگوید؟! یا آنهایی كه میآیند و میخواهند نظام آفرینش و تكوین را واژگونه جلوه بدهند اینها مسئولیت بزرگ و گناه نابخشودنی متوجّه آنها خواهد شد. چرا ما در بیان حقائق و مسائل كوتاهی كنیم؟ اگر شخصی میتواند راهی برود ...
اتفاقاً در مجالس آینده اگر خداوند توفیق بدهد راجع به كمالاتی كه زنها پیدا میكنند و مراتب علمی كه آنها طی كردند و عدم اختلاف آنها در عوالم بالاتر كه در آنجا دیگر زن و مردی وجود ندارد ما در آنجا بحث را بالا خواهیم كشاند و متوجّه خواهید شد كه تمام این مطالبی كه گفته میشود مربوط به نظام عالم در همین عالماست مربوط به اینجاست، امّا از نقطه نظر مطالب إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَه كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَه لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً الأحزاب، ٣٥ در این آیه خداوند زن و مرد را در یك وزان قرار داده منتها گفته هركس وظیفه خودش را انجام بدهد.
