
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
23دوّم: از آنجایی كه بیان این مسائل بهطوركلی جنبه عمومی دارد، لذا همانطوری كه نسبت به سایر موارد، موارد استثنایی وجود دارد نسبت به این مورد هم وجود دارد. خیلیها هستند كه حتی در این مورد از مردهای خودشان برتری دارند و در این هم جای شكّی نیست حتی در همین مورد. كلام امیرالمؤمنین كه میفرماید: وَ امَّا عائِشَة فَقَد أدركَهَا ضَعفُ رَأىَ نِسَاء. یعنی حكم بهطور عموم، بله به طور عموم از این نقطه نظر مرد بر زن غلبه دارد. لذا حكم الهی هم بر این پایه قرار گرفته، امّا در بعضی از موارد نه. در بعضی از موارد انسان میبیند كه زن در قدرت تفكّر و قدرت تدبیر و قدرت انتخاب واقع در رعایت با مسائل از مرد بهتر است. برای خود من هم در بسیاری از موارد در ارتباط با بسیاری از خانوادهها این مطلب پیش آمده. در مواجهه با قضایا میبینم این بهتر تصمیم میگیرد و بهتر فكر میكند و برای او رعایت موازین برای است.
پس این دو مطلب باید مدّ نظر قرار بگیرد: اوّل اینكه در چه مورد حضرت این مطلب را فرمودند. در مواردی كه جنبه احساسات در آن موارد نقش دارد. دوم مسئله به صورت غالبی است. با این كیفیت دیگر مسئله حل میشود. این احساسات یك موهبت الهی است كه خداوند این را به زن داده برای تربیت بچّه و اگر این احساسات را نمیداد كانون خانواده گرم نبود، كانون خانواده از آن حرارت و از آن محبّت و از آن الف و انس برخوردار نبود. وضعیت مرد با زن فرق میكند، مرد اهل بیرون رفتن و اجتماع و تدبیر و سایر مسائلی است كه مربوط به خارج است و طبعاً یك توان مردانه اقتضا میكند و وقتیكه میآید در منزل آن هوش و آن استعداد و آن احساس و آن جنبه لطفی كه باید بتواند اعضای خانواده مخصوصاً بچه و بچههای كوچك را جمع بكند مرد آن را ندارد یا علیكلحال كم دارد.
