
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
20كسیكه احساسات او غلبه كند، در كیفیت ارتباط با مسائل دارای برخوردهای متفاوت خواهد شد. فرض كنید یك نفر به شما مطلبِ ناگواری را میگوید و میگوید بروید به آن شخص این حرف را بزنید، شما بدون كموزیاد میروید این مطلب را به آن شخص میگویید. حالا اگر با او یك برخوردی هم داشتید میروید دوتا رویش میگذارید و میگویید، میگویید حالا بیشتر ناراحتش كنم. حالا اگر او یك شخصی از دوستان شماست میروید همان عبارتی را كه او نقل كرده آن عبارت را دست كاری میكنید، میگویید جوری به او بگویم كه ناراحت نشود. چرا؟ چون از دوستان من است. امّا اگر فرض كنید كه از دشمنان بود محكم میگویید، بابا این جور هم نگفته، ولی شما دوتا میگذارید رویش و میگویید حالا كه این شخص است پس بگذار اینطور بگویم.
لذا اینجاست كه مسائل خیلی مختلفی پیش میآید؛ یعنی كیفیت احساسات انسان در تعابیری كه نسبت به یك قضیه واحد به كار میبرد متفاوت است. این مطلب را شما برو به او بگو و مطلب هم مطلبِ صحیح و ناگواری است مثلًا شما دیگر نباید این كار را انجام بدهی، شما ببینید سه جور برخورد وجود دارد و در این سه برخورد هم مراتبی وجود دارد: برخورد اوّل یك برخورد عادی است؛ فلان آقا گفتند شما این كار را انجام ندهید تمام شد نه كم نه زیاد.
برخورد دوّم برخورد مبغضانه است؛ فلان آقا گفتند اگر بخواهی این كار را انجام بدهی پدرت را درمیآورم، اینكه نگفت پدرت را درمیآورم. گفت آقا برو فلان كار را انجام بده.
یكی از مطالبی كه مرحوم آقا خیلی نسبت به آن حسّاس بودند این بود كه میگفتند عین آن عبارتی را كه من میگویم بروید بگویید. لذا ما در آنموقع برای اینكه تخطّی نكرده باشیم مطالبی را كه مرحوم آقا میگفتند همانموقع عیناً همان را روی كاغذ مینوشتیم، بعد عین همان عبارت را بدون كم و زیادِ یك واو میرفتیم میگفتیم. در بعضی موارد میفرمودند این مطلب را با این بیان بگویید؛ بیان نرم و بیان ملایم به نحوی كه یك وقتی آنطور نشود. این دیگر بستگی داشت به اینكه انسان چطور مطالب را برداشت كند.
