
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
19حالا اگر یك مردی هم پیدا شد احساسی، بنده خودم دیدم بعضی از مردها هستند كه از این نقطه نظر واقعاً یا مثل زن میمانند یا حتی شدیدترند. یعنی آنچنان در مسائل احساسی قوی هستند كه هیچ نمیتوانند تحمل بكنند. آنچه كه الآن میتواند این مطلب را جا بیاندازد همین نكته است كه در قبال مسائلی كه آن مسائل نه در هرجا در قبال مسائلی كه جنبه احساسات در آنها نقش اساسی دارد این كلام امیرالمؤمنین در آنجاست. یعنی آن غلبه احساساتی كه خداوند آن احساسات را در زن قرار داده، آن احساسات در بسیاری از مواقع میآید و دستوپای عقل عملی را برای رسیدن به آن نقطه مطلوب میبندد. مثلًا مسائلی كه مربوط به جنگ هست، مسائلی كه مربوط به قضاوت است. چرا ما در اسلام داریم كه زن نمیتواند قضاوت كند؟ چرا؟ به خاطر همین مسئله است. كیفیت وارد شدن در صورت مسئله و برخورد با جریانات مختلف در مسئله و سالم بیرون آمدن از این مسئله در اغلب موارد، جایی است كه زن نسبت به این مسئله دارای نقاط ضعفی است و مرد به واسطه آن اشرافی كه بر خصوصیات دارد میتواند.
لذا شما میبینید خیلی زود برای زنان حالت رقّت پیدا میشود. تا ببینند یكی فوت كرده فوری گریه میكنند حالا هیچ ارتباطی هم ندارد. در مسائل حالت رقّت و عطوفت و احساسات آنها خیلی بیشتر است. البته در خیلی از موارد خوب است نه اینكه این بد است، ولی هرچیزی یك جایگاه خاصّ به خودش را دارد. آن كسی كهناراحتی دل و معده دارد او باید منبابمثال شكر و آب نبات و چیزهای از این قبیل شیرین بخورد. او دیگر نمیتواند چغندر خام بخورد بگوید چغندر هم شیرین است پس اشكال ندارد. نه آقا، بخورد پدرش درمیآید. هرچیزی برای یك مورد خوب است. هر دارویی برای یك مرض خوب است. هر دادهای از دادههای خداوند و هر عنایتی از عنایات او برای مورد خاصّی جایگاه دارد كه هركدام از اینها اگر از جای خود تخطّی كند انحراف از اعتدال پیش میآید. لذا شما دیدید در جنگ جمل، آنها به راحتی آمدند عائشه را اغوا كردند.
