
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان
10در قرآن كریم هم خدای متعال نسبت به این قضیه اشاره یا تصریحاتی دارد در آنجایی كه مسئله مربوط به اغوای شیطان و انحراف بنی آدم است از قول شیطان میفرماید: قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ص، ٨٢ شیطان میگوید من با همه افراد قرین و مصاحب خواهم شد، با همه افراد نشستوبرخاست میكنم. و در این شكی نیست و ما واقعاً این مطلب را در طول حیات و زندگی خود داریم میبینیم. با چشم داریم میبینیم و با وجود خود احساس میكنیم كه شیطان از ما دست برنمیدارد. هیچكس نمیتواند بگوید كه من از این مرحله گذشتم و دیگر دغدغه این مسئله در من وجود ندارد، خودش را گول زده.
یادم میآید یك وقتی یكی از افراد كه در طهران مجلسی داشت از همین مجالس به اصطلاح ولایتی! و شبهای جمعه دعای كمیل و روضه و روزهای عید مجلسی داشت و افراد میآمدند. من هم از او نسبت به مسائل و نسبت به عقائد و اعتقادات مطالب خلافی شنیده بودم. از جمله مطالبی را كه از او شنیده بودم مثلًا گفته بود كه ائمه دچار حدث نمیشوند و احتیاج به وضو ندارند. این مسئله، مسئلهخلاف است. یا اینكه میگفت انسان در شبهای احیاء نباید به خدا متوسل بشود بلكه باید به امام توسل پیدا كند؛ چون خداوند آن مقام منیعش آن قدر از انسان فاصله دارد كه شخص برای رسیدن به او ناتوان است و باید به ائمه كه در مراتب بعد از آن مراتب ذات در تجلّیات اعظم هستند توسل پیدا كند و از این مطالبی كه طبعاً افراد نادان از امّت این مطالب را مطرح میكنند و از روی بعضی از محبتها و دوستیهای خاله خرسه! میخواهند موقعیت یك امامی را بالا ببرند ولی نمیدانند كه دارند با تمام مبانی او مخالفت میكنند. میخواهند بگویند امیرالمؤمنین دارای چه مقامی است میآیند پیغمبر را خراب میكنند. میگویند اینقدر مقام امیرالمؤمنین بالاست كه حضرت پا روی دوش پیغمبر گذاشت و بتها را از بین برد، پس معلوم میشود علی از پیغمبر بالاتر است. یا اینكه میآیند اشعاری را در این زمینه بهطور جاهلانه مطرح میكنند و میگویند:
