
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
23رسول خدا آمد بین مؤمنین اخوّت برقرار كرد، بین خودش و بین امیرالمؤمنین علیه السّلام هم اخوّت برقرار كرد، سنخیت است دیگر و از باب سنخیت بین عمر و بین ابوبكر هم اخوّت برقرار كرد، گفت این دوتا فقط بهم میخورند از میان این همه. رسول خدا بین سلمان و بین اباذر هم آمد اخوّت برقرار كرد سلمان و اباذر، ولی رتبه سلمان چیست؟ بالاست. رتبه اباذر پایین است. گفت ای اباذر من بین تو و بین سلمان اخوّت برقرار كردمولکن یلزَمُک ان تُطِیعَهُ فِى کلِّ مَقَال وَ فِى کلِّ شَىء؛1باید در هر چیزی كه میگوید از او اطاعت كنی. این نكته! یعنی مسئله اخوّت به جای خود محفوظ، بین این و بین این برادری احكام برادری مترتب، ثواب و سایر مسائل و تبعات و اینها همه به جای خود محفوظ، بهرمندی از حقوق اخوّت هم به جای خودش محفوظ، اما مسئله اطاعت دیگر شوخی بردار نیست، مسئله اطاعت مسئله اعتباری نیست. این مسئله اطاعت میآید بر اساس فطرت، فطرت چه میگوید؟ سلمان بالاتر است باید از او اطاعت كنی. جالب اینجاست كه میگوید در هرچیزی، در هرچیزی باید از سلمان اطاعت كنی، درعینحال كه بین آنها هم اخوّت برقرار است.
حالا اگر رسول خدا مطلب را عكس میكرد، به سلمان میگفت كه باید بیایی از ابوذر اطاعت كنی. اولًا رسول خدا یك همچنین حرفی را میزند؟ صد سال نمیزند این یك. ثانیاً اگر میگفت در این كلامش میبایست تشكیك كرد چرا؟ ابوذر پایینتر است عقل ابوذر پایینتر است. مراتب توحیدی كه ابیذر طی كرده بسیار پایینتر از سلمان است. سلمان به حقیقت توحید رسیده، سلمان به حقیقت مصلحت كلّی و عقل كلّی دست پیدا كرده، سلمان به مسائل گذشته و آینده و صلاح و فساد نفسالأمری اطلاع پیدا كرده. چطور ممكن است پیغمبر بیاید به ابیذر كه تا حدودی چشمش باز شده تا حدودی معرفت پیدا كرده ـ ابیذر از آن بسیار عالیها بود هان! خیال نكنید حالا ما داریم خدای نكرده تنقیصی برای او ایجاب میكنیم نه ـ ابیذر بسیار صادق بود بسیار مؤمن بود، بسیار آدم پاكی بود، بسیار رُك بود، هیچ غَل و غشی در نفس این بشر وجود نداشت. از جمله سه نفری بود كه هیچگاه بر خلافت امیرالمؤمنین بعد از آن جریان سقیفه شك نكرد. ولی درعینحال مسئله اطاعت شوخی بردار نیست چرا نیست؟ چون اطاعت فقط آب و نان خوردن كه نیست. در مواردی انسان بر سر دو راهی گیر میكند كه عقل عُقلا هم در آنجا به زمین میخورد، در اینجا باید به داد فطرت رسید و باید از فطرت استمداد كرد و متابعت از اعلم را باید در اینجا بكار برد. اینجاست كه پیغمبر به ابیذر میفرماید: از سلمان اطاعت كن نه از سلمان در نان خریدن، نه از سلمان در فلان چیز را خریدن، نه از سلمان كه نماز و روزه گرفتن ... نه، در مسائلی كه برایت پیدا میشود در شبهاتی كه برایت پیدا میشود در آنجایی كه شیطان با تمام قوا به جنگ با تو و دین تو میآید و تو نمیتوانی مفرّی پیدا كنی و گریزی پیدا كنی آنجا برو از سلمان كمك بگیر. آن اشراف دارد آن از بالا دارد تماشا میكند، آن به نقاطیكه تو از آن نقاط اطلاع نداری اشراف دارد میگوید چكار بكن و این نكته، نكته مهم است.
- ١. الکافى، ج ٨، ص ١٦٢: عن صالمٍ الأحول قال: سمعتُ أبا عبدالله عليه السلام يقول: آخى رسولُ اللهِ صلى الله عليه و آله و سلم بين سلمانَ و أبىذرّ و اشترط على أبىذرّ أن لا يَعصِىَ سلمانَ.
