
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
16ولی وقتیكه قرار بر این است كه انسان مسئله را بیابد ما نباید حالا فرض كنید كه ایشان دارای این مقام است دارای این موقعیت است دیگر بگوییم كه ایشان پیغمبر است، ایشان دیگر عارف باللَه است. نخیر! ایشان عارف نبوده، ایشان عارف نبوده، ایشان مراتب توحید را طی نكرده بوده، مرد متصلّبی بوده، مرد دینداری بود، مرد متعصبی بود، مجتهد بود مجتهد مسلّم بود و به فضل و علم همگان او را قبول داشتند. من در یك مجلسی بودم دیدم یك شخصی دارد از ایشان صحبت میكند حكایاتی نقل میكند داستانهایی نقل میكند؛ بعضی از اینها برای من یك قدری مشكل بود، من كوچك بودم آن مطالب را میشنیدم كوچك بودم ولی وقتی انسان رشد میكند و بزرگ میشود كمكم تفكّراتش عوض میشود و تغییر پیدا میكند. بعضیها در آن مجلس گفتند كه آقا این مطالب حالا مثلًا فرض كنید كه از شأنیت ایشان كم میكند. گفتم: نه آقا بگذارید بگوید بگذار بگوید من بدانم. بدانم و نسبت به افراد اطّلاع پیدا بكنم و این اطّلاع برای من مفید است، این اطّلاع موجب رشد من خواهد شد. نشستم با او صحبت كردم یك جلسه بعد سه جلسه بعد با او صحبت كردم راجع به مطالب، بدست آوردم بعضی از مطالبی را كه میگوید تخیلات خودش بوده، بعضی از مطالبی كه میگوید درست بوده و در آن مسائلی كه برای من قبلًا بوده تعدیل پیدا شد. همه باید همینطور باشند! حالا چون پدربزرگ من بوده من نباید اجازه بدهم كسی تنقید كند؟! بكند. آنچه را كه ما فقط داریم چهارده معصوم است و بس و سكّه فقط به این چهارده نفر زده شده، بقیه افراد جایزالخطا هستند. ما نباید بخاطر مشتی افراد كه به خاطر مصالح دنیوی خودشان پا روی حقایق گذاشتند مسائل را از افراد مستعد كه به دنبال رسیدن به حقیقت هستند محروم كنیم، این ظلم فاحش است. واقعاً این مسئله ظلم است كه ما بخواهیم این كار را بكنیم.
