
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
13ـ یك حكایتی است كه این حكایت را بعد بیان میكنم ـ بعد از اینكه ایشان این كتاب را نوشتند اظهار نظرهای مختلفی راجع به این قضیه شد؛ البته كتاب پخش نشد، فقط چند نسخهای اینطرف آنطرف در بعضی از كتابخانهها رفت. ولی خود كتاب در بازار پخش نشد الان هم از سرنوشتش من اطلاعی ندارم. بعضیها كه این كتاب را خوانده بودند یا مرحوم آقا برای آنها فرستاده بودند اینها شروع كردند به اظهار نظر، یكی از این افراد كه خود او از دوستان مرحوم آقا بود و از ارادتمندان ایشان بود و بعد به لحاظی مرحوم آقا چه خدماتی به او كرده بودند و چه لطفها و مرحمتهایی نسبت به او روا داشته بودند كه بعضی از دوستان میدانند؛ خودم یادم هست در یكجا نشسته بودم در یكی از شبهای ماه رمضان صحبت میكرد و به مرحوم آقا اعتراض و كنایه و انتقاد داشت كه بعضیها بعد از یك عمر سلوك آمدند دَم از من و منیت دارند میزنند هی من من میكنند در كتابهایشان: من گفتم، من به فلانی گفتم، من به رهبر انقلاب این طور گفتم، من بهآقای خمینی اینطورگفتم، این من من زدنها همه حكایت از منیت است و این مخالف با سلوك است! مخالف با خداست!
واقعاً اگر تو انصاف داشته باشی این كتاب را بخواهی بخوانی آیا برای تو یك همچنین برداشتی پیدا میشود؟ یعنی واقعاً یك كسی جدای از این مسائل، آیا ایشان در آن مقام هستند كه در این كتاب خودشان را مطرح كنند؟ واقعاً اینطور است؟ و آیا صرف اینكه من به ایشان گفتم دلالت بر منیت میكند؟ بنده خودم دیدم نوشتهای از مرحوم آقای مطهری ـ خدا رحمتش كند ـ كه ایشان گفتند من به آقای خمینی وقتیكه در نجف بودند این نامه را نوشتم و به ایشان گفتم این كارها باید انجام بشود. این دلالت بر منیت است؟ چه منیتی؟ پس بگویند چه؟ ما گفتیم؟ من گفتم دیگر، مگر من ضمیر متكلّم وحده نیست؟ به جای من چه بكار ببرم شما بفرمائید. من چه بكار ببرم؟ من به ایشان نامه نوشتم و گفتم باید این كارها انجام بشود بسیار خب. حالا این دلالت بر منیت میكند؟ این دلالت بر مطرح شدن میكند؟ این دلالت بر اظهار میكند؟ نه! ما این نامه را به ایشان نوشتیم، ما این مطلب را به ایشان گفتیم، ما این مطلب را چكار كردیم، گفتیم دیگر مسئلهای نیست، اینكه مطلبی نیست.
