
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
12بعد من به ایشان گفتم كه در این مدت سه هفتهای كه این قضیه اتفاق افتاده تا به حال، تلفنهای زیادی شده منجمله بعضی از افرادی كه دستاندركار نشر این قضیه بودند چند بار مؤكّداً به من تلفن كردند كه حتماً شما برو و پدرت را منصرف بكن و این آثاری دارد، خطراتی دارد، مسائلی دارد، امواجی دارد آشوب بپا میكند چه میكند، ما هم پشت گوش میانداختیم و میخندیدیم. میگفتیم: بله بسیار خب انشاءاللَه خدمتشان رسیدیم میگوییم. ولی علیكلحال وقتمان را به این چیزها نمیگذراندیم، تلف نمیكردیم. من به ایشان گفتم كه این افراد نسبت به این كتاب اینطور میگویند. ایشان فرمودند: بله بله همین طور است ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ النجم، ٣٠ اینها همین مقدار فهمشان است! بیش از این نمیفهمند ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ همین است و واقعیت هم همین است.
بعد آنجا من این جمله را به ایشان عرض كردم گفتم: آقا این چه بیعدالتی و ظلم است؟ این چه ظلمی است كه ما اهل علم، باید متحمّل این ظلم و بی انصافی بشویم؟ ـ الآن كه من دارم این مطالب را خدمتتان عرض میكنم حالم همان حالیاست كه داشتم با ایشان این مطلب را میگفتم و این احساس الآن هم در درون من موجود است ـ این چه ظلم و بیانصافی است كه یك عالم جمعی را از شنیدن و درك واقعیت محروم كند به خاطر خوش نیامدن عدهای دیگر؟ این ظلم را انسان به كجا ببرد؟ و این بیانصافی و بیعدالتی را چه جور باید پاسخ بدهد؟ چه جور باید جواب این را بدهد؟ به خاطر اینكه مرا خوش نیاید چه كسانی را خوش نیاید؟ كسانی كه فردا باید پاسخگوی من و شما باشند و خواهند شد! چرا؟ چرا یك جوانی كه الآن مستعد است و دارد به دنبال حقیقت میگردد ما با شعار سرش را گرم كنیم و مطلب را به او نگوییم و حقیقت را به او بیان نكنیم، در پیشگاه امام زمان چه جوابی ما داریم بدهیم؟! امام زمان میگویید این دین را من برای شما آوردم؟ این دین را من برای شما انتخاب كردم؟ چرا؟
