
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
17یادم است در جلد پانزدهم امام شناسی1 مرحوم آقا این مطلب را نقل كردند كه در یك سفری كه مرحوم آقاشیخ عباس قمی صاحب مفاتیح در خارج داشت با یكی از آقایان ظاهراً مرحوم آقا سید شرفالدّین جبلعاملی بوده كه ایشان بعضی از مسائل و ظلمها و ستمها و جفاهایی كه بر ائمّه علیهم السّلام بهواسطه منتسبین بهخودشان؛ مثلًا بنی الحسن چه ظلمهایی نسبت به ائمّه كردند! همین امام باقر علیه السّلام را بنی الحسن كشتند دیگر، یعنی پسر عموی امام باقر، امام باقر را میكشد و مسائلی كه بر امام صادق علیه السّلام وارد شد به واسطه محمد و ابراهیم فرزندان عبداللَه محض كه ادعای خروج و ادعای مهدویت كردند و امام صادق را ملزم به اطاعت و بیعت كردند و حضرت نپذیرفتند و حضرت را یك شب در زندان كردند. چه كسی؟ همین پسر عموهای حضرت، یك شب حضرت را در بدترین جای زندان كه نمیتوانم بگویم در آنجا امام صادق را زندان كردند و تهدید كردند كه اگر تا فردا بیعت نكنی گردنت را میزنیم كه اگر منصور دوانیقی نیامده بود و با اینها مواجه نشده بود و اینها را دفع نكرده بود و نگرفته بود فردا امام صادق را كشته بودند همینها! آمد و اینها را گرفت. امام صادق را همین منصور دوانیقی آمد از آن زندان بیرون آورد و همینطور سایر مسائلی كه به واسطه بنی الحسن و حتی غیر بنی الحسن اتفاق افتاد.
آقاشیخ عباس قمی به مرحوم آقا سید شرف الدّین گفته بود كه چرا شما این مطالب را در كتابهای خودتان بیان میكنید؟! اینها مسائلی هستند كه در تاریخ اتّفاق افتاده، مردم نسبت به ائمّه بدبین میشوند. عجب! بدبین میشوند؟ ما مردم را در جهل نگه داریم به خاطر اینكه مردم به ائمّه بدبین میشوند! ما باید به مردم بگوییم كه راه خدا پارتی بازی و روابط برنمیدارد، راه خدا بر اساس ضوابط است، نه بر اساس روابط. همین فرزند امام علیه السّلام میآید و بر علیه امام قیام می كند. باید مردم را به دین یعنی به عقائد حقه و عقائد صحیح وارد كرد نه به یك مشت دین تراشیده بَزك كرده عروسكوار كه خصوصیات و نقائصاش را مانند آن كسی كه میروند به خواستگاری نقائصاش را با بعضی از چیزها برطرف میكنند و آن كسی كه میبیند حالا چشمش به نقائص نیفتد. امروز نمیافتد فردا كه ازدواجكردی و متوجه این نقائص شدی چكار میكنی؟ اختلاف به وجود میآید. از اول بیا بیان كن، از اول بیا بگو آقا این. داماد وقتیكه میرود به خواستگاری باید اگر مرضی دارد كه این مرض ممكن است موجب سؤال بشود باید برای دختر و برای فامیل دختر بیان كند كه این داماد این مرض را دارد، این خصوصیات را دارد. اگر دختر دارای یك امراضی هست باید آنها را برای داماد و برای فامیل بیان كرد تا اینكه با بینش برود. میخواهد بسم اللَه بفرمایید. اما حالا انسان بیاید یك شخصی مرضی دارد اینها را بپوشاند بگوید عیبی ندارد حالا عروسی بكنند بعد خودشان خوب میشوند؛ فردا هزارتا مسئله به وجود میآید از اوّل نباشد.
- ص ٢٩٣.
