اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

14424
عنوان بصری

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

21
  • پس بنابراین این حقایق برای كی آمده؟ دو دوتا چهارتا برای همین‌ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ آمده. چون‌ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ‌ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ... وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ بعضی‌ها شاكراند و شكر حقیقت‌یابی را می‌دانند و شكر وجود الهی را كه به آنها ارزانی داشته پاس می‌دارند. این افراد را باید با حقیقت آشنا كرد. حالا دیگران را خوش آید یا خوش نیاید. این مقدمه‌ای بود بر این مسئله.

  • اما نسبت به اصل قضیه ـ ساعت دیگر تقریباً دوازده شد و خیال می‌كنم رفقا هم خسته شدند این‌طور نیست؟ بله؟ ـ حالا یك چند دقیقه‌ای تا یك چهار پنج دقیقه‌ای می‌گوییم من خسته شدم می‌خواستم بگویم شما هم خسته شوید تا بالأخره شریك جرم پیدا بشود دیدیم نه مثل اینكه ... دیگر چه كنیم دیگر، الحمدلله همه تشنه حقیقت و همه بدنبال مطلب و توان هم كه ناقص و محدودیت هم كه وجود دارد. علی‌كل‌حال دیگر باید یك قسمی برای این قضیه وِفق داده بشود.

  • اصل و اساس مسئله اطاعت همان‌طوری كه عرض شد به قضایای فطری برمی‌گردد كه باید مسائل شرعی منطبق بر قضایای فطری باشد. قاعده كلّی‌همان‌طوری كه در آیات قرآن هم نسبت به این مسئله اشاره‌ای هست این است كه خدای متعال دین را دینی می‌داند كه آن دین منطبق با فطرت باشد؛ یعنی فطرت انسان بتواند برای صلاحیت این دستور در جایگاه واقع جایی بیابد. یكی از مسائل فطری و مسائل عقلی متابعت از اعلم است. انسان از شخصی كه عالم‌تر است باید متابعت كند این یكی از مسائل فطری است و این یك مسئله عقلی است. یعنی عاقل می‌گوید انسان باید از اعلم متابعت كند.

  • لهذا بر همین اساس در جلسه پیش عرض كردم كه اگر حتی واقعه روز غدیر هم نبود و پیغمبر امیرالمؤمنین علیه السّلام را به خلافت منسوب و تصریح نمی‌كرد به نصّ آیه شریفه‌ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‌ المائدة، ٦٧ اگر هیچ‌كدام از اینها نبود همین قدر این دو نفر را بیاورند بنشانند، یك طرف ابوبكر و یك طرف هم امیرالمؤمنین كه می‌گوید: إنِّى بِطُرُقِ السَّمَاء اعلَمُ مِنکم بِطُرُقِ الارض؛1 من راههای آسمان را از زمین بهتر می‌شناسم. یك بچّه ده ساله نه بیشتر، یك بچّه ده ساله بیاید می‌گوید باید از علی متابعت كرد. این دیگر نیاز به عید غدیر ندارد، این دیگر نیاز به نصب خلافت ندارد. حالا مضافاً بر اینكه اینها هم انجام شده. این مسئله می‌شود مسئله فطری. پس بنابراین راهی كه برادران اهل تسنن ما آن راه را پیمودند قطعاً راهی است كه با مبانی فطری خود آنها منافات دارد. یعنی با خود فطرت و عقل آنها منافات دارد.

    1. ١. نهج البلاغه (عبده)، ج ٢، ص ١٣٠، خطبة ١٨٤: أيّها الناس سَلُونى قبل أن تفقدونى فَلَأنَا بطُرُقِ السماءِ أعلمُ مِنِّى بطُرُقِ الأرض.