
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین
19پس بنابراین ما باید آنچه را كه در تاریخ هست برای حقیقتیابی افراد و برای حقیقتجویی افراد بیان كنیم والّا ما هم میشویم مثل همان افراد. آن افرادی كه در زمان گذشته بودند مگر با ما فرق داشتند؟ مگر گلبولهای خونشان با ما تفاوتداشت؟ مگر سیستم بدنشان و سیستم فكریشان با ما فرق داشت؟ آنها همین افرادی بودند كه امام را میدیدند با این وضع و با این تشكیلات و با این بیاوبرو و با این افرادی كه با آنها سروكار دارند. آنها هم میدیدند یك نفر میآید به امام توهین میكند و اهانت میكند و میرود. آنها هم میدیدند یك نفر میآید به امام بیاعتنایی میكند میرود. آنها هم میدیدند كه امام علیه السّلام میآید در خانه و هیچ كس با او نیست. آنها هم میدیدند كه امام علیه السّلام میآید، گاهی با چند نفر، گاهی دست تنها، گاهی فقیر گاهی پولدار گاهی وضع معیشتیاش خوب، گاهی وضع معیشتیاش فلان افرادی كه دوروبرشان بودند با این نحوه دین خود را ساختند نه با امام بَزك كرده و عروسكوار و با امامی كه وقتی وارد میشود مثل بعضیها كه میآیند حتماً باید پانزده نفر دور اینها را بگیرند! با این هِیمَنه ملائكه از بالا چتر بیندازند! اجنّه از پایین فرش بیندازند، شیاطین از كجا چه و چه بیندازند! با این وضعیت وارد مجلس بشوند تا اینكه هِیمَنه و اقتدار و آن موقعیت آنها چشمها را بفریبد و آن اذهان را متوجّه كند. نه آقا! امام گاهی اوقات میآمد دو كیلو پیاز دستش بود هی پیازها میریخت روی زمین برمیداشت یكییكی خودش جمع میكرد. خیال نكنید امام اینطوری بود؛ ده نفر از پیش و بیست نفر از پس و اینطرف و آنطرف. امام علیه السّلام میآمد میرفت خودش نان میگرفت برای زن و بچهاش میآورد برای منزل. مگر امام باقر خودش نمیرفت در مزرعهای كه داشت خود حضرت مگر نمیرفت كار میكرد؟ ما یك تصور دیگری از امام داریم به مردم میدهیم. وقتیكه با بعضی از مسائل مواجه میشویم یك دفعه میبینیم قضایا فرق كرد، نه، آنچهرا كه هست باید برای مردم بیان كرد حالا بعضیها خوششان میآید بعضیها خوش ندارند، هزار نفر خوش ندارند كه ندارند اما یك نفر قابل بگیرد همان بس است، یك نفر! مگر در قرآن نداریم وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَالمائدة، ١٠٣؛ اكثریت مردم عقل ندارند همینطور هم هست دیگر، خودمان هم داریم میبینیم!
