اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات

14019
عنوان بصری

ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات

20
  • می‌گفت از این هفتاد درصد، شصت درصد تقاضایشان را پس می‌گرفتند از آن سی درصد هم كه مردها بودند بیست درصدشان پس می‌گرفتند. یعنی با زبان بی زبانی داشت به مخاطبینش می‌گفت كه شما نگاه كنید درصد تقاضا ... خب بالأخره در زندگی هم مرد است هم زن است دیگر، فقط زن تنها كه نیست، خب مرد هم هست، هر دو بچه دارند هر دو هم گرفتاری دارند، ولی صحبت در این است كه مسأله تحمّل، مسأله قضاوت، مسأله بینش، مسأله برخورد، برخورد با قضیه چطور است؟ هفتاد درصد از جانب خانم‌ها و سی درصد از جانب مردها هست.

  • خب همین كلام امیرالمؤمنین است دیگر، این هم همین را می‌گوید، خب كار صحیح و پسندیده هم همین است، دیگر نباید ترتیب اثر داد، بالأخره مسائل اختلاف است، این عصبانی می‌شود، آن عصبانی می‌شود، خب عصبانیت هم كه هست، انسان كه در همه احوال یكسان نیست، دارای مسائل مختلف است، یكدفعه به تیپ همدیگر می‌زنند، این می‌گوید برو پی كارت، آن هم می‌گوید تو برو پی كارت ... به همین راحتی كه نمی‌شود، باید اینها را سنجید و باید بررسی كرد و هر چیزی را در جایگاه خودش قرار داد اینجاست كه اسلام گفته است‌الطّلاقُ بَیدِ مَنْ اخَذَ بالسّاقْ‌1 طلاق در دست مردان باید باشد برای این است. حالا ما هی قانون وضع كنیم اگر اینطور شد طلاق بدست زن است ... تمام اینها خلاف شرع است. اگر آن طور بشود زن باید طلاق بدهد، اگر اینجور باشد زن ...، طلاق باید بدست مرد باشد، بله در موقع طلاق مرد می‌تواند وكالت به زن بدهد، آن یك حرف دیگری است. اما اگر انسان اختیار طلاق را اوّل از مرد بگیرد و بعد به زن عطا كند و مرد را در اینجا مسلوب الاختیار بكند این با قوانین و با قوانین شرعی منافات دارد. پیغمبر فرمودند طلاق بدست مرد است برای چه؟ برای همین، همین آقا، همین آقای مسئول، خودش دارد می‌گوید، می‌گوید هفتاد درصد. حالا اگر قرار باشه كه زن هم بیاید طلاق بدهد، خب هیچی دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. سنگ دیگر روی سنگ بند نمی‌شود، جدّی است این مسأله، واقعیت است. یعنی یك واقعیتی است كه قدرت و تحمّل مرد نسبت به قضایا بسیار بیشتر از زن است، خب زن لطیف است، وضعیتش، ظرفیتش، موقعیتش یكجور اقتضا می‌كند، قضاوتهایی كه می‌كند و این قضاوتها را اگر بخواهد به مرد تحمیل كند دیگر او را مرد نمی‌گویند، او را زن می‌گویند، زن به او بگوید با این رفت و آمد بكن، با او رفت و آمد نكن، اینجا برو اینجا نرو و مرد هم بیاید اطاعت كند، خب این یك واقعیتی است كه انسان می‌بیند كه در مورد مسائل و در مورد قضایا مرد اختیار خودش را بردارد به زن بسپرد، معلوم است چه خواهد شد.

    1. ١- حديث نبوى؛ کنز العمال، ج ٩، ص ٦٤٠، حديث ٢٧٧٧٠ و الجامع الصغير، ج ٢، ص ٧٥، و سنن الدارقطني، ج ٤، ص ٣٧، و شرح لمعه، ج ٥، ص ٣٣٢، و ج ٦، ص ٢٤