
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
13ترس آنها ترس از خداست، ترس از نان نیست و ترس از دست دادن شخصیت و موقعیت نیست، ترس از دست دادن محبوبیتها نیست، این محبوبیتها یك روز هست و یك روز نیست فقط از خدا میترسند وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَه این چیزی است كه خدا بیان كرده. وظیفه عالمان دین تبلیغ رسالت است و ملاحظه این مسأله كه در قبال چه شخصی قرار دارند، در قبال مردم و آرزوها و توقعّات مردم یا در قبال خدا و ملائكه و حساب و كتاب پس دادن به او؟ موضعشان را باید مشخص كنند این وظایف عالمان دین است. متأسّفانه چیزی كه امروزه از هر زمان دیگر اسلام به این نگرش نیاز دارد و به این طرز فكر احتیاج دارد. وَ كَفى بِاللَه حَسِيباً خدا خودش كفایت میكند، نیاز نیست به كسی، خدا حسابرس است، مردم حسابرسند؟ نه، مردم كجا حسابرسند؟ مردم در همین دنیا یك روز میآیند یك روز میروند، یك روز با انسان رفیق هستند و یك روز بر سر یك نكته جزئی تمام رفاقت را فراموش میكنند، اصلًا كان لم یكن شئیا مذكورا هیچ خبری نبوده. بر سر یك مسأله جزئی كه اصلًا نه سر دارد نه ته دارد، اصلًا كأن لم یكن رفاقتی موجود بوده، كان لم یكن سالیان متوالی اینها با هم همنشین بودند، اینها مال همین دنیاست یعنی خدا در همین دنیا به انسان نشان میدهد، در همین دنیا نشان میدهد، حالا چه برسد به روز قیامت كه طبق آیه قرآن هر كس پرونده خودش را دستش گرفته، پدر از پسر فرار میكند، پسر از پدر فرار میكند، در همین دنیا فرار میكنند، در همین دنیا.
وَ كَفى بِاللَه حَسِيباً خدا حسابرس است و كفایت میكند نیاز به كس دیگر ندارد، انسان افراد دیگر را به شهادت بطلبد، كدام افراد؟ كدام اشخاص؟ انسان باید ارتباط خودش را با خدا پاك كند. كدام شخص، انسان محتاج به كیست؟ محتاج به بنی نوع مثل خودش است؟ ابدا، قلب خودت را و رابطه خودت را با خدا صاف كن و از هیچ چیز دیگر نهراس، این كلام اوّل و آخر مرحوم پدر ما بود از هیچ چیزی نهراس. هر چه هست در همین یك جمله گیر است قضیه، رابطه خود را با خدا درست كن، كلك در این رابطه نینداز، حساب و كتاب برای خودت در این رابطه نینداز، درست بنشین فكر كن ببین چه ارتباطی داری با خدای خودت. این را كه درست كردی دیگر از هیچ چیزی مهراس. هر چیز دیگری میخواهد باشد بارها ایشان به من فرمودند ... قُلِ اللَه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ الأنعام، ٩١ بگو خدا، بگو خدایا یعنی همین یعنی در هر مسأله خدا را در نظر بیاور، واقعاً خدا را در نظر بیاور، شوخی نكن با خودت، خودت را گول نزن، ... قُلِ اللَه ثُمَّ ذَرْهُمْ ... بعد همه را بگذار كنار حالا به اعتقاد من جبرئیل را هم بگذار كنار، میكائیل را هم بگذار كنار، هر كه هست بگذار كنار، قل اللَه! خدا را بگیر و ماسوی اللَه را رها كن. البته خب معنای كلام یعنی اهل دنیا و اهل كثرات منظور این است، همه اهل كثرات را بگذار كنار آن وقت ببین چقدر دیگر راحت میشود. راحت، بیخیال همه چیز، این معنای بیخیالی به معنای از دست دادن قوانین و مراعات با ضوابط نیست ها، عدم مراعات ضوابط نه، یعنی در نفس دیگر دغدغه نداری، آی این حرف را میزنم بعد چه میشود؟ آی این حرف را میزنم به كی بَر میخورد؟ آی این حرف را میزنم فلان شخص خوشش میآید یا نه؟ در این مجلس این را بگم چون فلان شخص هست در این مجلس این را نگم چون فلان شخص است ... قُلِ اللَه ثُمَّ ذَرْهُمْ ... همه را دیگر ول كن چرا؟ چون اصل را گرفتی.
