
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
9در جریان مشروطه چه بود؟ یك عده دنبال این آقا و یك عده دنبال آن آقا میزدند به تیپ هم و تیر و قتل و كشتار، این شد جریان مشروطه، در همه جریانها مسأله این بود دیگر، از اول همینطور بوده. بالأخره چهرههای شاخصی كه موجب جلب نظر افراد بودند در دو طرفین مسأله وجود داشتند و الّا خب افراد كه این طرف و آنطرف نمیرفتند، بعد از همه این مطالب امیرالمؤمنین میفرماید: فالحِساب على اللَه، ما كاری به عایشه نداریم، احترام رسول خدا اقتضا میكند كه ما دست به ایشان نزنیم، خدا خودش میداند با ایشان چه معاملهای بكند و بعد برای آن جهت احترام، خیلی عجیب است مسأله جنگ جمل و كاری كه امیرالمؤمنین كرد، واقعاً مغز انسان را به دَوَران میاندازد كه حضرت چه قدرت نفسانی داشته است، چه افقی برای او بوده، در چه عالمی وجود داشته كه اصلًا به اندازه سر سوزنی حِقْد و كینه و نقص و تخیلات و هیچ و هیچ هیچ اصلًا تصّورش هم در وجود این شخص، اصلًا تصورش هم محال است.
آن وقت این كلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام را میآیند میگویند سندش معلوم نیست! انتسابش به آن حضرت مشخص نیست! كی این حرفها را میزند؟ امثال بنده، این كلامی كه اگر در نهجالبلاغه فقط همین یك جمله بود، كفایت میكرد كه شخصیت امیرالمؤمنین را نشان بدهد. این یكی از مواردی است كه موجب سؤال است اینكه حضرت میفرماید: وامّا عایشة فقد ادرکها ضعفُ رأى النساء. یعنی چه؟ مگر زنان كوته فكر هستند؟ مگر زنان رأی آنها و بینش آنها مصاب نیست؟ یا مصیب نیست؟ آیا رأی زنان به چه دلیل از رأی و بینش و تفكر مردان پایینتر است و آیا این مسأله منطبق با واقع است یا منطبق با واقع نیست و صرف یك كلام است؟ این یكی از عباراتی است كه در نهجالبلاغه موجود است.
عبارت دیگری كه در نهجالبلاغه هست، در نامهای كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام یا در وصیتی كه برای امام حسن علیهالسّلام بعد از مراجعت از صفین در جایی به نام حاضرین می نویسند هست كه بسیار وصیت عجیبی است. این وصیت به اعتقاد من واجب است، واجب است بر هر مسلمان و شیعه امیرالمؤمنین كه هر از چند گاهی یك بار این وصیت را مطالعه بكند، یعنی واقعاً امكان ندارد شخصی شیعه امیرالمؤمنین باشد و خود را از مطالعه این وصیت بینیاز بداند، عجیب مسائلی هستمِنَ الوالِد الفان المقر للزّمان ...، كه ابی الحدید میگوید من نمیتوانم تعجب خودم را و حیرت خودم را پنهان كنم از این عباراتی كه امیرالمؤمنین در این وصیتنامه دارد. همان وصیتنامهای كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در وصیتنامهشان نوشتند كه با وجود وصیت امیرالمؤمنین علیهالسّلام در حاضرین به امام حسن مجتبی علیهالسّلام دیگر وصیت كردن و امر به موارد تقوی و امثال ذلك كردن، دیگر موجب شرمساری است. این وصیت همان وصیتنامه امیرالمؤمنین است. حضرت در آنجا مطالب عجیبی دارند. یكی از مطالبی كه حضرت در آنجا دارند این فقره است، البته چند فقره است من جمله میفرمایند: وانْ شِئْتَ انْ لا یعْرِفْنَ غَیرَک فَافْعَلْ آن كه فعلًا دارد انجام میشود در جامعه ما!! ای حسن اگر میتوانی كاری انجام بدهی كه زن تو غیر از تو را نشناسد و نبیند آن كار را انجام بده. اگر میتوانی، یعنی تاكید نسبت به محدودیت معاشرت زنان.
