اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
12لذا امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: رَحِم اللَه مَن احياء ذِكرَنا1 یعنی چه؟ مگر امام صادق نیاز دارد؟ مگر امام صادق احتیاج دارد؟ امام صادق عبد صالحی بود بین خود و خدا ارتباط و ربطی داشت و از این دنیا رفت، چند سالی به هدایت و ارشاد مردم پرداخت، تكلیف خودش را انجام داد و رفت آنجایی كه لا اذُنٌ سَمِعَتْ و لا عَينٌ رَأَتْ و لا خَطَرَ عَلَى قَلبِ بَشَرٍ2 رفت آنجا، ماهم چه كار داریم؟ ما هم دیگر كاری نداریم. مقصود امام صادقعلیهالسّلام كه میگوید: رَحِمَ اللَه مَنْ أَحيا ذكرنا، منظور برای من و شماست. یعنی ای بیچارهها! ای كسانی كه دستتان از حقیقت خالیست شما اگر بخواهید كه به یك جایی برسید، شما اگر بخواهید یك رشدی داشته باشید، شما بخواهید تكاملی در راهتان داشته باشید، نه مثل افراد دیگر كه دستشان از همه معارف خالیست، باید ما را زنده نگه دارید در میان خودتان، باید ذكر ما را در میان خودتان زنده نگه دارید و الّا اگر زنده نگه ندارید كم كم ما از میان شما میرویم، كم كم ما از میان شما بیرون میرویم، آن وقت سر و كارتان به چه میافتد؟ سر و كار به افرادی میافتد كه میگویند ما احتیاجی به مكتب اهل بیت نداریم! این چیست؟ این نهایت بلاهت و نهایت جهالت است. شیعه قوامش به اهل بیت است.
برای احیاءِ این مسأله است كه ما هر سالگردی را چه از نقطه نظر تولد و عید و چه از نقطه نظر ارتحال و شهادت برای ائمه و معصومین علیهم السّلام تجدید میكنیم. شهادت امام باقر را ما سالگردش را تجدید میكنیم، تولد امام باقر علیه السّلام را تجدید میكنیم، تولد امام رضا را تجدید میكنیم، شهادتش را تجدید میكنیم، تولد رسول خدا و آقا امام زمان علیهالسّلام ... قوام ما، حیات ما، روح ما، انبساط ما، نشاط مكتب تشیع به چیست؟ به احیاء این سالگردهاست و به احیاء مكتب اهل بیت و ذكر اهل بیت است. خب طبعاً كسی كه در روز شهادت من باب مثال حضرت زهرا سلام اللَه علیه مجلس میگیرد خب آن راجع به پنیر و سیب زمینی كه نمیآید حرف بزند، آن راجع به حضرت زهرا و راجع به مسائل و مصائب و مظلومیت و راه آن حضرت و اینكه چرا كار به اینجا رسید، چه اتّفاقی افتاد، تطبیق بین موقعیت خودمان و موقعیت آنها و ورود در حیطه و طریق حضرت زهرا سلام اللَه علیها اسوه قرار دادن او و دوری و تبری كردن از دشمنان و احتراز از آنچه كه آنها را به آنجا رسانید، تمام اینها خب در این مجالس بیان میشود.
- ١- وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٣٩٢
- ٢- نهج الفصاحه، ح ٢٠٦٠

