اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
11یا فرض كنید كه میآیند اسم فرودگاه را اسم مثلًا فلان شخص میگذارند، برای چه؟ برای این كه دائماً محل ابتلاء مردم هست. نمیآیند فرض بكنند یك جایی كه حالا سالی یكی دو مرتبه انسان گذرش میافتد، مثلا فلان ده و از فلان كوچه میخواهد رد بشود، نه، اسم جایی كه دائماً هر روز آن اسم را میآورند، هر روز در روزنامهها میآورند، هر روز در اخبار میآورند، این برای زنده كردن آن اسم است كه او از بین نرود. یا فرض كنید كه به مناسبتی در فلان جا مجلسی قرار میدهند، چرا؟ چون اگر مجلس قرار ندهند خب فرض كنید كسی آنجا در همه عمرش هم شاید یك مرتبه نرود ولی اینكه به مناسبت هِی مجلس قرار میدهند برای این است كه این خاطره در میان افراد زنده بماند، این خاطره فراموش نشود. مثل این كه فرض كنید كه در میان ما مصطلح است بر این كه برای میت چهلم بگیریم، برای میت سال بگیریم، حالا یك سال گذشته، سال دوم بگیریم، سال سوم بگیریم، البته این در میان عوام و در میان مردم عادی این مسأله كمتر به چشم میخورد، ولی متأسفانه و با هزار تأسف در میان روحانیت این مسأله وجود دارد. شخصی از دنیا رفته است، براش سال میگیرند، دوباره یك سال دیگر هم میگیرند، دوباره سال سوم هم میآیند میگیرند، سال چهارم هم میگیرند ...
خیلی خب، بسیار خب آدم خوبی بود، امّا این كه انسان هِی سال بیاید برایش بگیرد وهی خاطره او را تجدید كند از این انسان چه نفعی میبرد؟ این كه هر سال هی بیاید و به یاد او خرجی بكند و مسائلی را زنده بكند و هی این قضیه را ...، میگویند آقا چه اشكالی دارد؟ سال میگیریم و در آن ذكر اباعبداللَه میكنیم! خب چرا به نام پدرت میخواهی بگیری؟ خب یك مجلس روضه بینداز. فرض كنید كه یك اطعامی میخواهی بدهی در روز عاشور بیاید بدهد، در روز سوم شعبان بیاید بدهد، روز تولد سیدالشّهداء و مجلسی هم باشد، در روز ائمه باشد. چرا میخواهی ...؟ این گول زدن است، این خود فریب دادن و به خیال خود دیگران را فریب دادن است. آنچه كه برای ما مورد احترام و مورد ارزش است و باید به آن توجه كنیم فقط بزرگداشت و تجدید خاطره و احیاءِ ذكر اهل بیت است و بس. فقط همینِ. شیعه قوامش به قوام ذكر اهل بیت است. اگر این اهل بیت را از شیعه بگیرند یك شاهی برای آن دین ارزش و احترام و قربی وجود ندارد. قوام مكتب ما به قیام این چهارده معصوم است و بس، دیگر هیچی وجود ندارد. هیچِ. مگر همین قرآن ما را اهل تسنن هم ندارند؟ چطور میفهمند از این قرآن؟ قرآنی كه بدون اینكه امام صادق آن قرآن را معنا كند چطور میتواند مورد عمل قرار بگیرد؟ قرآنی كه امام سجاد آن قرآن را معنا نكند و تفسیر نكند چطور ما میتوانیم از آن استفاده كنیم؟

