اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
16یك كسی از همین اقوام ما فرزندش از دنیا رفته بود و این لباس سیاه را حتی بعد از چهل روز هم از تنش در نمیآورد، این مادر خب خیلی فرزندش را دوست داشت و تقریباً جوان هم بود جوان بیست و دو سه سالهای بود و از دنیا رفت آمد. در مشهد مرحوم آقا این را دیدند، مرحوم آقا دیدند و با او صحبت كردند و خب مرحوم آقا خب خیلی مسألهشان ... و من یادم است وقتی كه داشتند با این مخدره صحبت میكردند، قبلًا صحبت شده بود كه به اصطلاح یك لباسی تهیه بشود و به اصطلاح چیزی كه به عنوان تبدیل باشد و والده ما آمد و این لباس را گذاشت در جلوی او و این نفهمید كه مقصود چیست، مرحوم آقا فرمودند كه ما از شما تقاضا میكنیم كه دیگر این لباس سیاه را عوض كنید، وقتی او متوجّه شد یك دفعه ... اصلًا باور نمیكرد، میگفت آقا این خیلی برای من مشكل است، خیلی برای من مشكل است، من نمیتوانم ...
یعنی آن قدر تعلّق داشت این مادر به فرزند كه نمیتوانست خاطره این فرزند را از نفس خودش و از سینه خودش و از قلب خودش بیرون بیاورد. بالاخره به احترام آقا این كار را هم كرد و یكی دو روز بعدش این كار را انجام داد، ولی خیلی برایش مشكل بود.
خب در مهمترین مسألهای كه مردم با آن مسأله سر و كار دارند كه مسأله موتی و احیاء ذكر موتی است، چطور ممكن است در یك همچنین قضیهای از امام علیهالسّلام سؤال نكنند؟ یا اگر یك اشارهای حتّی نسبت بهبرقراری این مجالس میدیدند یا حتّی عدم محذور، فقط صرف اباحه، قطعاً اینها این كار را در زمان ائمه انجام میدادند. چطور شد این قضیه بعد از زمان ائمه پیش آمد؟
لذا مرحوم آقا در مجالس اربعین افراد شركت نمیكردند و بهتر است كه انسان هم در مجالس اربعین شركت نكند، چون اربعین فقط اختصاص به سیدالشّهداء علیه السّلام دارد، به حرفهای دیگر هم انسان توجّه نكند. این دلیلش بود و دلیل خیلی روشن و دلیل واضح. خب اینها همه برای چیست؟ برای این كه یاد آن شخص در افراد زنده بماند، حالا ما در مسأله اسم گذاری و در اینجا مسأله خیلی زیاد است، البته یك مقدار مجملی را من نقل كردم در قضیه احیاء شعائر و كیفیت انطباق مسیر زندگی بر شعائر اسلامی این یك بحث مفصّلی دارد كه انشاء اللَه برای بعد و با ذكر مثال و خصوصیات، كه ما چطور زندگی خود را و نحوه ارتباط و رفت و آمد خود را و معاشرت خود را با شعائر اسلامی تطبیق بدهیم؟ این مسأله بسیار مهم و مسأله بسیار دقیقی است.

