حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر
17در روایت داریم كه حضرت فرمود اگر خدا كمتر از این كلمه سراغ داشت برای ابراز بیاعتنایی آن كلمه را به كار میبرد، دیگر كمتر از این كلمهای خدا نداشته است كه بگوید. میدانید چه میخواهم عرض كنم؟ میخواهم عرض كنم اگر انسان در ارتباط با پدر و مادر، اگر در ارتباط با پدر و مادر خدای نكرده، خدای نكرده، بخواهد كمی از این مسائل را انجام بدهد تمام عبادات او همه بر هوا رفته است، تمامش از بین رفته است. مرحوم آقا میفرمودند كلید بهشت برای فرزند پدر و مادر است، پدر و مادر، حالا این كلید را دیگر ما برداریم ...
در یك جا رفتیم یك بنده خدایی بود این داشت از والدهاش كه مریض شده بود نگه داری می كرد، رفته بودیم برای دیدنش به اتفاق مرحوم آقا خب طبعاً مریضی بود مُقعد و زمینگیر و احتیاج به پرستاری بیشتری داشت. به نظر میآمد افراد خانواده یك قدری ملول شده بودند، خسته شده بودند، پرستاری بیشتری میخواست، پرستاری زائدی را میخواست. مرحومآقا این مسأله را احساس كردند، ایشان یك مطلبی را فرمودند یك روایتی را كه اگر افرادی كه در یك همچنین موقعیتی قرار میگیرند ... واقعاً خدا باید به انسان توفیق بدهد، یعنی از یك طرف انسان این سفره باز را میبیند و از یك طرف عدم استعداد و عدم اهتمام خودش را هم میبیند، خلاصه در اینجا دیگر باید فقط انسان از خدا توفیق را بخواهد. ایشان میفرمودند اگر بدانید كه در این ممرضیت و پرستاری از این مادر در هر روز چقدر خدا به شما خواهد داد، از خدا میخواهید تا عمر دارید مادرتان در همین حال بماند! تا عمر دارید در این حال بماند! مبادا یك وقتی خوب بشود و این توفیق این نحوه عمل و این نحو پرستاری سلب بشود یا به اصطلاح منتفی بشود.
ما خیال میكنیم همین كه بگوییم یك راه خدا و یك سلوك و بله ما سالك شدیم در راه ... اما وقتی كه به حقیقت و واقعیت مسأله نگاه میكنیم میبینیم سلوك این است، سلوك عبارت است از تحصیل رضای والدین، این معنا، معنای سلوك است. حالا والدین هر كس میخواهند باشند، باشند، خودشان میدانند، بین خود و بین خدای خودشان.

