حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر
12دیروز در همین منزل مجلس عقدی بود، چند كلمهای هم ما بعد از عقد صحبت كردیم بعد به همان دوستان افراد، رفقا، افرادی كه تشریف آورده بودند عرض كردم كه یك حرفی به شما بزنم شما هیچ وقت غصّه جهنّم را نخورید كه مشتری ندارد! بحمد اللَه آن قدر این جهنّم مشتری دارد كه اگر ما نرفتیم آن طوریش نمیشود، به اندازه كافی خدا برایش جمع كرده است، آن بهشت است كه مشتری ندارد، بیاییم ما یك كاری برای آن بكنیم، البته بهشت هم دارد، بهشت هم دارد، منتهی ما نگران جهنّم و جهنّمی ها نباشیم به قول مرحوم آقا سیداحمد كربلایی كه میفرمودند: اگر جهنّم رفتن واجب كفایی است یعنی یك عدّه باید بروند بحمد اللَه افراد موجودند! چرا ما برویم؟ چرا ما بیاییم این كار را بكنیم؟ اگر جهنّم رفتن واجب كفایی است، مَن بِه الكفایه هست!
الآن میبینید دستی دستی به زور دارند به جهنّم میروند، یعنی آن میگوید نمیخواهیم آن میگوید نه ما میخواهیم بیاییم، آن كسی كه میآید خودش را در این موقعیت قرار میدهد (دوستان ما میدانند چه میخواهم بگویم) یعنی من به زور میخواهم بروم. آن كسی كه میآید خودش را در یك وضعیتی قرار میدهد یعنی من به زور میخواهم به جهنم بروم. خیلی عجیب است خدا فهم را از انسان نگیرد.
هر وقت من با مرحوم آقا برخورد كردم وقتی كه حال رفقا را از من میپرسیدند میفرمودند فهمشان چقدر رشد كرده است؟ نمیگفتند حالشان! این فهم خیلی مسأله مهمی است كه انسان بفهمد كه چه میكند. انسان بداند چه كاری دارد انجام میدهد. و الا حال، یك روز میآید و یك روز میرود. یك روز انسان خواب میبیند یك روز نمیبیند. یك روز انسان حالی پیدا میكند یك روز پیدا نمیكند. شما در مجلس سیدالشهدا بروید حالتان عوض میشود اما از همان مجلس سیدالشهدا بلند شویید بروید در سینما میبینید فورا حالتان تفاوت كرد، آن حال ما اینجاست، آن حال هم مال آنجاست. شما در مسجد بروید نماز بخوانید حال انبساط پیدا میكنید از همانجا به یك جای معصیت بروید میبینید حالتان تغییر پیدا كرد. این طور نیست كه حال مسجد برای همیشه بماند، نخیر، نمیماند.

