كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل
11وقتیكه قرار بر این شد ایشان برای مشهد بروند، ایشان یكمرتبه ول كردند، انگارنهانگار اصلًا مسجد قائمی وجود دارد، اصلًا انگارنهانگار. هی آمدند به ایشان گفتند، از قوم وخویشها گفتند، از آقایان گفتند، از افراد دیگر گفتند، از افراد عادی گفتند، از غریبهها: آقا اقلًا یكی از آقازادههایتان را میگذاشتید آنجا، آقا شما آنقدر زحمت كشیدید، آقا چه كسی همچنین كاری میكند؟ آقا فلان ...
یك روز ایشان نمیدانم وقتی به من میگفتند دیگر افراد از اخوان و برادرهای ما بودندیا نبودند گفتند: آقاجان من، فرزندان من یا گفتند فلانی، من وقتیكه آمدم درطهران یك دقیقه، یك ساعت به میل و اختیار خودم در اینجا نبودم، این مسجد و این محراب و تمام اینها نیاید شما را گول بزندها! نیاید شما را از این راهتان برگرداندهان! نیاید شما را متعلقكند و مرتبط كند! نیاید شما را پابند كند! اینها تمام دامهایی استكه اگر در راه صحیح و در مسیر صحیح كه همان عدم تعلّق به این مسائل دنیا و بدون توجه با آن محوریت و بدون توجه با آن هدف انجام بگیرد تبدیل به دام میشود، تبدیل به شبكه میشود همه اینها، اینكه كه عرض میكنم فقط مسجد نیست، همه مسائل «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل»1 هر چیزیكه بخواهد به اندازه سرسوزنی ... وقتیكه انسان به خود مراجعه میكند، این مقدار انسان میتواند، اینطور نیست كه نگوییم نمیتوانیم، نه هر كسی میتواند، من به سهم خودم میتوانم. دوستان گاهی نامه میدهند سؤال میكنند: آقا چطور بفهمیم اخلاص داریم یا نداریم؟ آقا چطور در این قضیه منبابمثال بفهمیمبرای خدا هست یا نه؟ نه، همه میدانیم به شرطیكه خالص بكنیم میدانیم. وقتیكهبه خودم و به نفس خودم مراجعه میكنم ببینم: آیا اگر الآن یك مرتبه آمدند گفتند آقا بفرما بروكنار، بفرما كنار، شما دیگر نمیخواهد این مجلس را داشته باشید، بفرمایید، بفرمایید در منزلتان لطفاً یك قدری استراحت بفرمایید، یك قدری هم این آقایان را راحت بگذارید كه اینها اینقدر به دردسر و اینها نیافتادند! از اینطرف و آنطرف و شهرستان بلند شوند بیایند خیال كنند اینجا خبری هست! نه، بلند شوید بروید.
- امثال و حكم، ص ٥٦١.

