اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل

15٬048
عنوان بصری

موضوع :کیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل وخارج منزل. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 اساس محوريت احكام اسلام و معارف الهي بر اساس مسأله توحيد مي‌باشد. 2 – ذكر قضيه‌اي مبني بر عملكرد يكي از اساتيد معروف اخلاق. 3 – مرحوم علّامه طهراني پس از بيست و دو سال تلاش و سعي بليغ در نشر معارف اسلامي و تنظيم امور اجتماعي در تهران و مسجد قائم به امر استاد خويش رهسپار مشهدمقدس مي‌شوند. 4 – انتقاد ناصحيح برخي افراد از مرحوم علّامه طهراني مبني بر عدم ورود و دخالت ايشان در مسائل اجتماعي و تربيتي. 5 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: نماز را بايد در اول وقت بجا آورد و تأخير نماز براي جمع شدن مأمومين و مريدان صحيح نمي‌باشد. 6 – عدم تعلق و وابستگي مرحوم علّامه طهراني به امور مسجد و مريدان پس از بيست و دو سال رنج و سختي و سعي و تلاش بي حد و حصر در تربيت شاگردان و احياء امور مسجد. 7 – مطالب و بيانات اولياء الهي اختصاص به گروه خاصي نداشته و براي هدايت و نورانيت همۀ انسانها در اَقصي نقاط عالم مي‌باشد. 8 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: روزي خواهد رسيد كه افراد در اقصي نقاط عالم با خواندن كتب حقير قلبشان به نور ايمان منوَّر و شيعه علي بن ابيطالب خواهند شد. 9 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: من در سويدا و اعماق وجود خويش همواره از خدا خواسته‌ام كه تمام وجود خود و مقامات عرفاني از فناء و بقاء باللَه را براي هدايت مردم و تأييد دينت فدا كنم. 10 – چگونه انسان مي‌تواند دريابد كه در اعمال و كارهاي خود خلوص دارد یا ندارد؟

كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل

توضیحات:

موضوع :کیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل وخارج منزل. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 اساس محوريت احكام اسلام و معارف الهي بر اساس مسأله توحيد مي‌باشد. 2 – ذكر قضيه‌اي مبني بر عملكرد يكي از اساتيد معروف اخلاق. 3 – مرحوم علّامه طهراني پس از بيست و دو سال تلاش و سعي بليغ در نشر معارف اسلامي و تنظيم امور اجتماعي در تهران و مسجد قائم به امر استاد خويش رهسپار مشهدمقدس مي‌شوند. 4 – انتقاد ناصحيح برخي افراد از مرحوم علّامه طهراني مبني بر عدم ورود و دخالت ايشان در مسائل اجتماعي و تربيتي. 5 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: نماز را بايد در اول وقت بجا آورد و تأخير نماز براي جمع شدن مأمومين و مريدان صحيح نمي‌باشد. 6 – عدم تعلق و وابستگي مرحوم علّامه طهراني به امور مسجد و مريدان پس از بيست و دو سال رنج و سختي و سعي و تلاش بي حد و حصر در تربيت شاگردان و احياء امور مسجد. 7 – مطالب و بيانات اولياء الهي اختصاص به گروه خاصي نداشته و براي هدايت و نورانيت همۀ انسانها در اَقصي نقاط عالم مي‌باشد. 8 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: روزي خواهد رسيد كه افراد در اقصي نقاط عالم با خواندن كتب حقير قلبشان به نور ايمان منوَّر و شيعه علي بن ابيطالب خواهند شد. 9 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: من در سويدا و اعماق وجود خويش همواره از خدا خواسته‌ام كه تمام وجود خود و مقامات عرفاني از فناء و بقاء باللَه را براي هدايت مردم و تأييد دينت فدا كنم. 10 – چگونه انسان مي‌تواند دريابد كه در اعمال و كارهاي خود خلوص دارد یا ندارد؟

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل

15
  • مرحوم پدر ما با آقای حداد تازه صحبتشان از نصف شب به بعد شروع می‌شد؛ می‌نشستند و حرف می‌زدند و چراغ را روشن می‌كردند، چه می‌گفتند كه ما نمی‌فهمیدیم. این حالا بنشیند و ... مرحوم آقای حداد می‌گفتند: آقا برو پیش زن و بچه‌ات. می‌گفت: آقا، آقاسید محمدحسین آمده. می‌گفت: آقاسید محمدحسین بیاید، آقاسیدمحمدحسین آمده است برای خودش. می‌گفت: آقا خیلی برای من مشكل است. ایشان می‌فرمودند: مسئله همین است. یك مرتبه هم بیشترحرف نمی‌زدند دیگر برای مرتبه دوّم تكرار نمی‌كردند. اصلًا دأب مرحوم آقای حداد همین‌طور بود. یك مطلب را یك‌دفعه می‌گفتند، دیگر تكرار مجدد نداشت. اما نسبت به این مسئله رعایت امور عائله به شدت ایشان حساس بودند به شدت حساس بودند.

  • مرحوم پدر ما نقل می‌كردند می‌گفتندكه در یكی از این شب‌ها كه آن شخص آمده بود ما نشسته بودیمبعد از مغرب آقای حداد گفتند: بسیار خب دیگر دیر است، شما به منزلتانبروید. از كربلا برو در نجف و بعد هم برو در منزلتان. الان البته دیگر نجف و كوفه بهم متصل شده و دیگر ظاهراً جای خالی باقی نگذاشت، ولی در آن زمان من یادم هست در حدود ١٧ سالگیكهبعد از آن سفر حجبه عتبات مشرف شده بودیم در مراجعت وقتیكه ما منزل آن دوست و رفیق مرحوم آقا كه‌رفتیم اصلًا تمامش تا چشم كار می‌كرد بیابان بود و فقط چند تا منزل در آنجا بود و چند تا درخت، تمامش همه بیابان بود در یك همچنین وضعیتی برای اهالی منزل احساس ترس و نگرانی پیدا می‌شود و شما به خاطر ارتباط با استاد و ارتباط با حال، ارتباط با رفیق، انس و مؤانست می‌خواهی جای دیگری را كم بگذاری، از جایی دیگر كم بگذاری، اینجا آن امتحان پیش می‌آید. اینكه الآن شما داری و نشستی و حال می‌كنی به حساب خودت و می‌گویی و می‌خندی و استفاده می‌كنی این نشستن تو دارد دل دیگری را می‌لرزاند، دارد یكی دیگر را می‌ترساند، خوف در دل یكی دیگر دارد برای آن چه فكریكردی؟! لذا این نشستن می‌آید و باعث قساوت قلب می‌شود این نشستن‌ها، این نفس می‌آید به این موقعیت دل خوش می‌كند. آن استاد دارد این را از نفس بیرون می‌كشد می‌آورد بیرون، می‌خواهد تعلقّات را كم كند، آن جنبه صفا را به نفس می‌دهد، این با این عمل خودش موجب قساوت می‌شود خودش هم نمی‌فهمد. خیال می‌كند نشسته استحال كرده، گفته و از اسرار شنیده، شنیدن از اسرار چه فایده دارد؟ بله، از اسرار هم می‌شنید و نسبت به خیلی از اسرار هم مطلّع بود، مرحوم آقا خودشان فرمودند: خدا چشم این را برای دیدن و شنیدن اسرار باز كرده این مسئله هم بود، ولی صرف شنیدن سرّ مطلب را تمام نمی‌كند.

/