معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
4خطبۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام در عید أضحیٰ
امیرالمؤمنین علیه السّلام در یکی از خطبههای نماز عید قربان، خطبۀ خیلی مفصّلی خواندند که مرحوم شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و مرحوم صاحب جواهر در کتاب جواهر، در باب صلوات عیدین این خطبه را نقل کردهاند:
فَو اللَه لَو حَنَنتُم حَنینَ الوالِهِ العَجلان و دَعَوتُم بِمثلِ دُعاءِ الأنامِ و جَأرتُم جُؤارَ مُتَبَتِّلِی الرُّهبان... (خیلی مفصّل است)1
«قسم به خدا اگر شما مانند آن آدم بیچارۀ دستکوتاهِ حسرت زده، نعره بکشید و فریاد کنید، و مانند آن زنِ بچّه مرده ناله کنید، و آهِ جگرسوز از نهاد خود بیرون بیاورید، و در تمام مدّت عمر گریه کنید و روی خاکستر
بنشینید و...، و از خدا بخواهید که یکی از گناهان شما را بیامرزد، شما به این عمل، استحقاق برای آن پیدا نمیکنید!»
و لٰکن بِرَحمَتِه تُرحَمُون؛2 «رحمت خدا میآید و همه را شامل میشود و گناه
را نادیده میگیرد و میآمرزد و میبرد.»
حالا اگر واقعاً همینطور باشد، انسان در تمام مدّت عمر همینطور در گریه و ناله باشد برای محو سیّئهای از سیّئات، آیا به این وسیله میتواند در ذات و کینونت خود، خود را محِقّ برای ثواب و آمرزش و بهشت و... ببیند؟! نه، این حق را چه کسی به او داده است؟ این احقاق را چه کسی به او عنایت کرده است؟ مگر خدا عنایت نکرده است؟! خدا رَب است و مَلِک المُلک است؛ و در مقام ربوبیّت او کسی جرأت مخالفت ندارد، ولکن رحمت او عام است و میآید میگیرد و همه را میآمرزد و میبرد؛ و لکن بِرَحمَتِه تُرحَمون.
اینجا هم حضرت سجّاد علیه السّلام بر همین اساس دعا میکنند که:
لَستُ أتَّکلُ فی النَّجاةِ مِن عِقابِک علیٰ أعمالِنا؛ «من اینطور نیستم که در رهایی از عقاب تو و عذاب تو اتّکال کنم بر اعمالی که میکنیم، نه اینطور نیست!»
چه عملی؟! مگر نفرمود: «و ما أنا یا رَبِّ و ما خَطَری؛3 اصلاً خدایا من چه کسی هستم و کار من چیست؟!»
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٥١٩.
- جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج ١١، ص ٣٤٣. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٢٩٨:
«امیرالمؤمنین علیه السّلام در عید أضحی خطبهای ایراد فرمودند: «... فَوَ اللهِ لَو حَنَنتُم حَنینَ الوالِهِ العَجلانِ [العِجالِ] و دَعَوتُم بِمثلِ دُعاءِ الأنامِ و جَأَرتُم جُؤارَ مُتَبَتِّلِی الرُّهبانِ و خَرَجتُم إلَی اللهِ مِنَ الأموالِ و الأولادِ التماسَ القُربة إلیهِ فی ارتفاعِ دَرَجة عِندهُ أو غُفرانِ سیِّئَة أحصَتها کَتَبَتُهُ و حَفِظَتها رُسُلُهُ، لَکانَ قَلیلًا فیما أرجُو لَکُم مِن ثَوابِهِ و أتَخَوَّفُ عَلیکُم مِن ألیمِ عِقابهِ! و بِاللهِ لَوِ انماثَت قُلوبُکمُ انمِیاثًا و سالَت عُیُونُکُم مِن رَغبَةٍ إلَیهِ و رَهبَةٍ مِنهُ دَمًا ثُمَّ عُمِّرتُم فی الدُنیا ما کانَتِ الدّنیا باقِیَة، ما جَزَت أعمالُکُم! و لَو لَم تُبقُوا شَیئًا مِن جُهدِکُم لِنِعَمِهِ العِظامِ عَلَیکُم و هُداهُ إیّاکُم إلَی الإیمانِ، ما کُنتُم لِتَستَحِقُّوا أبَدَ الدَّهرِ! ما الدَّهرُ قائِمٌ بِأعمالِکُم جَنّتَهُ و لا رَحمتَهُ؛ و لَکن بِرَحمَتِهِ تُرحَمونَ و بِهُداهُ تَهتَدونَ و بِهِما إلیٰ جَنّتِهِ تَصیرونَ. جَعَلَنا اللهُ و إیّاکُم [بِرَحمتِهِ] مِن التّائِبینَ و العابِدینَ!“ ـ الخ.
«امیرالمؤمنین علیه السّلام در ضمن خطبۀ عید قربان فرمودند: قسم به خدا اگر بنالید چون نالۀ مصیبت دیدۀ سرگردان و همچون دعای مردم برای رفع گرفتاری و نگرانی، خدا را بخوانید و صدای خود را با تضرّع و ابتهال چون فرد ناامید از دنیا و متوجّه به سوی خدا بلند کنید و از اموال و اولاد خود در راه خدا بگذرید برای تقرّب به سوی او و صعود به درجات قرب، یا بخشش گناهی از گناهان که ثبتکنندگانِ او آن را ثبت کرده و فرستادگانِ او آن را حفظ نمودهاند، تمام اینها نسبت به امیدی که به اعطای ثوابی از جانب پروردگار و یا ترس از عقاب و مجازات او برای شما دارم، بسیار کم و ناقابل خواهد بود.
و سوگند به خدا اگر دلهای شما ذوب شود و از چشمان شما برای تقرّب به او و یا خوف از او خون ببارد و عمر دنیا را داشته باشید، اعمال شما کافی نخواهد بود.
و اگر از هیچ کوششی برای سپاس از نعمتهای عظیم پروردگار بر شما و هدایت او شما را به سوی ایمان فرو گذار نباشید، ابداً استحقاق این نعمت و هدایت را نخواهید داشت. اینچنین نیست که روزگار در برابر این اعمال، بهشت و رحمت خدا را به شما ارزانی دارد، ولیکن به واسطۀ رحمت خدا مورد رحمت قرار خواهید گرفت و به هدایتِ او هدایت خواهید یافت و بهواسطۀ آن دو به سوی بهشت رهسپار خواهید شد. خداوند، ما و شما را از زمرۀ توبهکنندگان و عبادتکنندگان قرار دهد!». (مترجم)] - فرازی از دعای ابوحمزۀ ثمالی.

