معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
6انسان اختیار دارد؛ ولی توفیق از جانب خداست
درست است که انسان اختیار دارد، ولی توفیق از جانب اوست؛ کما اینکه خِذلان هم از جانب اوست.
مثلاً فرض کنید شما یکوقت میخواهید بروید در مسجد نماز بخوانید، به اختیار خود میروید و کسی مجبور نمیکند، ولیکن اسباب برای آمدن جور میشود؛ اوّلاً وقتی که اراده میکنید کسالت ندارید، خسته نیستید، سرتان درد نمیکند، برمیخیزید که وضو بگیرید، فوراً آب خنکی در حوض است وضو میگیرید، چراغها روشن است و کفش را پیدا میکنید، لباس را میپوشید میآیید مسجد حالتان هم خوب است برای عبادت؛ شما اختیار کردید ولی مدام اسباب پشت سرِ هم آمده و یکی، دیگری را معاضدت کرده تا اینکه شما را به مقصود رسانده است.
یکوقت هم میل عبادت در شما پیدا میشود، ولیکن مدام مانع روی مانع میآید؛ سرتان گیج میرود، دل بههم میخورد، حال خستگی و فُتور انسان را گرفته، انسان بلند میشود برود وضو بگیرد چراغ خاموش میشود، میرود کلید برق را بزند برق کنتاکت میکند، اصلاً خانه خاموش میشود، صدای همه بلند میشود. میرود دست بزند کفشش را بپوشد داخل آن یک عقرب پیدا میشود، میآید کتش را کول کند یک موش [در آستینش میبیند]، و امثال اینها؛ بعد میخواهد بیاید مسجد ، درِ خانه را باز میکند، تا میآید ببندد دستش میرود بین در و میشکند یا اینکه خون میآید و باید برود پانسمان کند و ... ، بعد اینقدر از این موانع سر راه او پیش میآید که اصلاً دیگر نمیتواند مسجد بیاید. یا تازه اگر هم بیاید، آن گوشه میافتد و خُرخُر میکند و دیگر حالی برایش نمیماند. این را میگویند خِذلان؛ خذلان در مقابل توفیق است.
یکوقت اسباب برای انسان مدام پشت سر هم میآید؛ این دستگیریِ خدا است! یکوقت هم نه، خداوند انسان را توفیق نمیدهد و خذلان میکند؛ آن هم دست خدا است، آن هم روی حساب است و بیحساب نیست.

